باب سى و هفتم اندر تأويل ديگر رودخانهها و چشمهها و احوال آن و اندر ديدن حوض و چاه و آنچ بدان تعلق دارد
بدان كه رودخانهها جمله اندر تأويل قومى باشند خداوند مال و نعمت و رياست و سلطنت ، و بزرگى آن شخص بر مقدار بزرگى آن رودخانه باشد ، و نسبت آن پادشاه كه رودخانه بر وى دلالت كند ، با آن پادشاه كه دريا بر وى دلالت كند همچون نسبت دريا باشد با آن رودخانه .
و خشك شدن آب دريا و رودخانهها دليل موت آن شخص يا زوال ملك وى باشد . وجون « 1 » شدن آب جمع كردن مال حرام باشد ، و آتش كشتن دليل ظلم كردن وى بود بعد از عدل .
و اگر بيند كه ازين طرف رودخانه باز آن طرف ديگر جست يا برفت از شرّ آن پادشاه ايمن گردد و ظفر و منفعت يابد .
و گفتهاند سفرى كند و مراد خود بيابد ، قال اللّه تعالى :
« فَلَمَّا جاوَزَهُ هُوَ وَ الَّذِينَ »
، الآيه .
اما آب چشمهها و ديدن آب چشمها
گفتهاند اگر ايستاده [ 30 ب ] . . . . . . .
هامش
( 1 ) - كذا در اصل ، شايد « جوى شدن » بىمناسبت نباشد .