و اما بيرون آوردن تعبير از اشباه و امثال و نظاير
آنچنان باشد كه ديدن طبيب اندر خواب تعبير آن فقيه باشد ، و ديدن فقيه اندر تأويل طبيب باشد ، و مناسبت ميان ايشان آن است كه همچنان كه طبيب مداواة ظاهر خلق مىكند فقيه مداواة باطن مىكند .
پس ايشان اندر مداواة كردن مشابه همديگراند ،
و مثال آن باشد كه ديدن صائغ يعنى زرگر « 1 » [ 61 ب ] اندر خواب دلالت بر مردى دروغزن ، از بهر آنكه در مثال عرب مشهور است كه گويند : « فلان يصوغ الكذب » ،
و مثال آن باشد كه ديدن هيمهفروش اندر خواب دلالت كند بر مردى سخنچين ، زيرا كه در مثل عرب چون كسى سخنچينى كند گويند : « فلان يحطب على فلان » . قال اللّه تعالى :
« وَ امْرَأَتُهُ حَمَّالَةَ الْحَطَبِ »
.
و مثل آنك اگر كسى اندر خواب بيند كه اعضاى وى از وى جدا گشته بود چون دست و پاى ، يا از وى قطع كردند ، آن دلالت كند بر سفر و جدا ماندن از قوم و قبيله و خويشان خود و متفرق شدن ؛ يا بر موت آن كس كه بدان عضو منسوب باشد ، چنانك در جاى خود ياد كرده شود . از بهر آنك فرزندان و خويشان شخص و اعضاى وىاند در نصرت و يارى وى ، و در زفان عرب مشهورست كه چون قومى از همديگر پراكنده شوند گويند : « تقطعوا فى البلاد و تفرقوا فيها . »
و چون كسى از خويشى يا فرزندى كه معاون وى باشد بميرد گويند دست و پاى وى بريده شد . قال اللّه تعالى :
« وَ قَطَّعْناهُمْ فِي الْأَرْضِ أُمَماً »
و قال [ 9 الف ] جل جلاله :
« وَ مَزَّقْناهُمْ كُلَّ مُمَزَّقٍ »
، و اللّه اعلم و احكم .
هامش
( 1 ) - اصل : زرگرا