باب رؤية ورق الاشجار اندر ديدن برگ درختان
برگ همه درختى از گفتار كرمانى روزى و خواسته بود ، مگر برگ درخت « 1 » .
[
a
183 ]
باب رؤية الوشى اندر ديدن جامهها [ ى ] وشى
جامه . . . . . . عرض . . . . . . . . . . . . . . « 2 » ماند .
باب رؤية الورد اندر ديدن گل سرخ
پسر سيرين گفت همه سپر غمى بود ، مگر گل كى آن روزى بود و خرمى ، و آنك جز ازين بود همه بيمارى و مرگ .
اگر بيند كى به بوى گرفت يا به كسى داد يا اندر خانه برد يا اندر بوستان يا اندر دكان « 3 » .
باب رؤية [ الوسخ ] اندر ديدن چرك
كرمانى گفت هر چركى كه بر جامه بينى اندر تأويل . . . . . « 4 » گفت درويشى بود .
هامش
( 1 ) - چند كلمه در حاشيه محو شده
( 2 ) - سه سطر محو شده است
( 3 ) - ناقص مىنمايد
( 4 ) - دو سه كلمه محو شده است