باب رؤية الوثبة اندر ديدن جستن
اگر بيند كى از جايگاهى به جايگاهى بجست او از . . . . « 1 » و از حالى به حالى و زود باشد و اندران تأخير نبود .
اگر بيند كى دور جست سفر درازتر بود . . . . « 2 » كى اندر خواب جستن بيند بر جوانى اعتماد كند يا از حالى به حالى بگردد و مردم قوى بر وى اعتماد كند كى خوب « 3 » مردى قوى بود .
اگر بيند كى اندر جستن با هوا شد چنانك خواست آن توانايى بود بر آن حال كى با وى باشد .
باب رؤية الوحش اندر ديدن وحشى
اگر بيند كى بهرى از وحش او را فرمانبردار شدند و چنانك خواهد مىگرداند او پادشاه گردد بر قومى ، و خداى تعالى آن گروه را فرمانبردار وى گرداند .
باب رؤية الوطى اندر ديدن زير پاى گرفتن
اگر بيند كى پيلى او را در زير پاى گرفت او را ذلّى و سختى رسد . . . . « 4 » [
b
182 ]
هامش
( 1 ) - دو كلمه محو شده
( 2 ) - يكلمه محو شده
( 3 ) - محتمل است كه كلمهاى نظير « جستن » اينجا افتاده باشد
( 4 ) - يكى دو ورق افتاده است