[ باب رؤية الواد ]
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
خويشتن بشست يا از وى اندكى بخورد آن خرمى باشد و رها گشتن او همه غمى و يافتن . . . . . . « 1 » او سفرى كند و غم بزرگ از وى بشود .
اگر بيند . . . . . . « 1 » چنين مردى بميرد .
اگر بيند كى اندر رودى بودى تيره و سهمگن بايد كى از فتنه برحذر باشد .
كرمانى گفت اگر كسى بيند كى با رود بزرگ باشد رود بزرگ پادشاه بود و حال و خطر او چون حال آن رود .
اگر بيند كى آن رود بزرگ ببريد او غم بزرگ ببرد .
اگر بيند كى از رود ماهى بگرفت روزى يابد از پادشاه .
پسر سيرين گفت اگر بيند كى . . . . . . . « 2 » بزرگ پيوسته شود .
اگر بيند كى از رودى آب بركشيد خواستهاى [ ياود از ] كسى كى به پادشاه نزديك بود .
باب رؤية الوضوء اندر ديدن دست و روى شستن
كرمانى گفت اگر بيند كى طهارت كرد به آب چشمه و مرورا غمى بود بىغم گردد ، اگر او را بيمى بود بىبيم گردد ، اگر بيمارى بود شفا يابد ، اگر فامدار بود فامش توخته شود ، اگر گناهكار بود خداى تعالى گناهش را بيامرزد ، اين همه از فضل طهارت و قوّت آن است .
و اين تأويلات آنگه درست آيد كى آن روشن و پاكيزه باشد ، چى اگر آب تيره بود خطر بود و زيان دارد .
هامش
( 1 ) - دو سطر محو شده است
( 2 ) - چند كلمه محو شده