و اصمعى گفت از پس پيغمبر عليه السّلم اين علم چهار كس گفتند و بدان كار كردندى : يكى ابو بكر صديق رضى اللّه عنه ، ديگر سعيد بن المسيّب [
a
4 ] ، سه ديگر محمّد بن سيرين ، و چهارم پسر فضا ، و بهترينشان پسر فضا بود .
و گفتند دانشمندان كه از خواب بد ببايد گريخت . چنانك مردى بيند كه دندان از وى بكنند برود و دندان را بر كند تا تفسير آن خواب از وى بگردد .
باب اندر خواب ديدن شب و روز و آنچه گزيده است به دير و زود
از پيغمبر عليه السّلم روايت چنان است كه خواب نيمروز هيچ نبود ، و اوّل شب دروغ گردد .
و گفت كه خواب ميانهشب راست بود و بود كه دروغ باشد .
و گفت كه خواب اوّل شب نه دوست دارم از جهت آنكه انديشهاى دل بود ، و همچنين خواب نيمشب دوست ندارم از بهر وسوسهء ديو . و بهترين و درستترين خوابى آن است كه بامداد بيند .
و گفت خوابى كه اوّل شب بيند دير درست گردد . خواب نيمشب به چهل سال درست گردد . از بهر آن كه يوسف عليه السّلم آن خواب كه ديده بود نيمشب ديد و از پس چهل سال درست گشت ، و گويند كه نيم روز ديد و از پس بيست سال درست گشت .
و گويند كه خواب بامداد هم در روز درست گردد يا اندر ماه .
بعضى از خداوندان اين علم گفتند كه خواب نيمروز را . . . « 1 » درست باشد .
و برخى گفتند كه خواب كه در اوّل شب بينند تا بيست سال گوش بايد داشتن كه درست گردد .
خوابى كه در شب بينند و چهار يكى از شب مانده باشد خواب او تا پنج سال درست شود ، و هرچ به روز نزديك بود درست گشتن آن زود بود .
و برخى مردم باشند كه به روز خوابى بينند و همچنان [
b
4 ] درست شود كه خواب شب .
هامش
( 1 ) - يك كلمه محو شده است .