اگر بيند كه طيلسان او بدزديد [ ند ] يا بسوخت يا از وى بستدند مصيبتى بود كه او را رسد از قبل پسرى يا برادرى يا كسى كه بر وى عزيز بود .
پس اگر بيند كه مرد برنا يا پادشاه گونهاى از وى بستد مصيبتى بود يا زيانى كه ناچار به دو رسد اندر خواسته و آب روى .
باب رؤية الطّوق اندر ديدن طوق
پسر سيرين گفت اگر بيند كه اندر گردن طوق دارد آن زينهار بود كه اندر خويشتن پذيرد .
كرمانى گفت اگر طوقى از زرّ يا از سيم يا از ارزيز اندر گردن دارد خويشتن را اندر يابد كه كارش تباه خواهد شد . پس اگر طوق اندر گردن دارد از دو گونه بود :
به مثل از روى و آهن ، يا از ارزيز و آهن - و زينهار مادر و پدر به جاى نياورده باشد ، يا دعواى « 1 » كند كه نه اندر وى بود . چنانك يكى گويد كه من عربم و نه از عرب بود و نسبت خويشتن به مردى كند كه نه از وى بود يا مذهب خويش به خلاف راستى نمايد .
باب رؤية الطّاوس اندر ديدن طاووس نر
طاوس « 2 » نر پادشاه بود پارسى نيكو ديدار و [
b
132 ] بسيار خواسته .
اگر كسى بيند كه طاووس نر بيافت و او را بود او بر ملكى برين گونه دست ياود و بسيار خواسته و حشمت به دو روى نهد .
اگر نداند كه طاوس « 2 » ماده يا نرست زنى بود عجمى نيكو ديدار كه ازان زن بسيار خواسته بيابد و فرزندى .
هامش
( 1 ) - دعوى ( ؟ )
( 2 ) - كذا