باب رؤية الطّين اندر ديدن گل
گل غم و اندوه بود .
دانيال گفت اگر بيند كه اندر گل همىرفت او را غم سخت رسد .
پسر سيرين گفت اگر كسى بيند كه در گل همى شد در بلاى افتد و فتنهاى .
كرمانى گفت گل و تول و آب تيره غم و اندوه بود .
باب رؤية الطّلع التمر اندر ديدن طلع خرما
كرمانى گفت اگر كسى طلعى از طلع خرما بيافت يا دو يا سه او خواستهاى بياود يا فرزندى .
اگر ازان طلع ديگرى را ديد كه مىخورد خواسته آن كس خورد كه ياود .
اگر بيند كه بسيارى طلع بيافت و ازان نخورد آن سخنى بود كه دليل بر بدى كند ، يا پادشاهى بر وى خشم گيرد پس خشنود شود . [
a
132 ]
باب رؤية الطّيلسان اندر ديدن طيلسان
كرمانى گفت طيلسان بها و قوّت مرد بود و آبروى در ميان مردم .