باب رؤية الشّطرنج اندر ديدن شطرنج
گفت شطرنج باختن كارى بود از كارهاى باطل .
پس اگر بيند كه ببرد او بر كارى باطل كه همىجويد چيره شود .
و اگر خداوند خواب را با كسى جنگ بود پيروزئ ياود ، زيرا كه آن را بر مثال مصاف نهادهاند .
و اگر بيند كه بماند كارى كه همىجويد نيابد .
و اصل شطرنج اندر خواب دروغ گفتن است ، چى جمله صورتهاست .
و نرد همچنين باطلى بود از باطلهاى جهان .
باب رؤية الشّوك اندر ديدن خار
اگر كسى از خار بهرى بيابد هم چند آن از دين بيابد .
امّا درختى كه برو خار بود يافتنش دشخوار بود ، و اندرو بس نيكى نبود .
باب رؤية شلجم « 1 » اندر ديدن شلغم
اگر كسى بيند كه شلغم همى خورد به وقت خويش و او را غمى باشد از غم رها شود و نيكويها بيند . [
a
123 ]
هامش
( 1 ) - كذا در اصل