اگر كسى بيند كه آفتاب اندر خانهء او برآمده بودى پادشاهى و نيكى بسيار بياود ، و ممكن باشد كه نيكى يافتنش از زنى بود كه بخواهد .
اگر بيند كه ابر آفتاب را بپوشيد پادشاه درويش شود يا بيمار گردد يا پادشاهى از وى بشود .
پسر سيرين گفت اگر بيند كه آفتاب و ماه هردو از آسمان بيفتادندى مردن فقها و پادشاهان بود .
پسر سيرين گفت چند جايگاه ديگر آفتاب و ماه مادر و پدر بود . از بهر آنك يوسف عليه السّلم همين خواب ديد .
اگر بيند كه آفتاب برفت و ناپديد گشت آن دارى بود كه از زمين برادارند « 1 » .
اگر بيند كه آفتاب و ستارگان [
a
119 ] از يكديگر پراگنده شدند ملك آن زمين هلاك شود و مردمانش پراگنده شوند ، و بود كه فتنها خيزد .
كرمانى گفت آفتاب ملكى هست . هركسى كه بيند كه آفتاب يافت او از ملكى عزّى و بزرگى بياود .
اگر بيند كه آفتاب گشتى و از آسمان همىتافتى پادشاهئ بياود تا آن حدّ كه نور او بود .
اگر بيند كه بر زمين بودى و نور از وى همىتافتى چنانك نشايستى « 2 » در وى نگريدن و مرورا نه روشناى « 3 » بود و نه تيرگى خداوند اين خواب زنى بخواهد ، و اگر اندر غمى بود خداى تعالى او را فرج دهد .
و پس اگر سياه بود و تيره و نه به جاى خويش ملك را به دو احتياج افتد « 4 » به كارها . پس اگر سخت بزرگ بود مرورا پايندگى بود اندر طاعت پادشاه .
پس اگر او را همىخوار داشت و نه چنان داشت كه بايد كه آفتاب را دارند او با ملك خيانت كند و وفا به جاى نيارد .
هامش
( 1 ) - كذا در اصل ( ؟ )
( 2 ) - اصل : نشانستى
( 3 ) - اصل : روشناء
( 4 ) - اصل : آفتد