اگر گربهاى را شناسد دزد آشنا بود ، و اگر نشناسد غريب بود .
اگر گربهاى را بكشت و از پوست و پيه او چيزى بيافت خواستهء دزدى بود كه بيابد .
اگر بيند كه با گربهاى جنگ همىكرد و آن گربه افگار گشت بيمار شود .
اگر بر گربه چيرگى ياود از بيمارى زود بيرون آيد . اگر بر گربه چيره نشود آن بيمارى بر وى دراز شود . پسر سيرين گفت سالى در بيمارى بماند . من گويم كه بيمارئ سخت . . . . « 1 » ، لك ازين زودتر به شود .
و اگر گربه كوهى بود بدتر و سخت بود .
باب رؤية السّلحفاة اندر ديدن كشف
كشف مردى بود زاهد خداى پرست عالم .
اگر كسى بيند كه كشفى بيافت او بر مردى برين گونه كه ياد كرديم چيرگى يابد يا با وى يكى گردد و از دانش و علم و زهد او بهرمند [
b
117 ] شود .
اگر بيند كه كشفى بر راهى يا بر جايگاهى افتاده بود آن عالمى بود كه [ در ] جايگاهى مجهول ضايع گردد .
اگر بيند كه اندر ميان خانهاى بود آراسته آن جايگاه عالمى بود اندر نيكى و كرامت .
* * *
هامش
( 1 ) - به علت سائيدگى كاغذ يك كلمه خوانده نمىشود ، شايد : [ آيد ] .