و اگر بيند كه از پس جنبيدن سخت گشت به [
b
110 ] شدن بيمار بود .
اگر بيند كه بيفتاد و از وى بشد جمله مردمانش در پيش او مرده شوند و مرگ او از پس همه بود ، از گفتار سعيد مسيّب .
پس اگر بيند كه دندانى از دند [ ا ] نهاش كم شد آن كس كه آن دندان را به دو باز خوانند ازو جدا شود و به غريبى افتد « 1 » .
پس اگر دندانى از دندانهاش بيند كه زنگ گرفته است يا سياه شدست آن عيبى بود كه اندر اهل بيت او پديد آيد .
اگر بوى آن ناخوش بيند او را به زشتى نام برند ، و بود كه از بهر اين مردم باز دارند .
باب رؤية السّاق اندر ديدن ساق و قدم
ساق و قدم روزى و خواستهء مردم بود ، از بهر آنك ايستادن و معوّل بدوست ، و بود كه ساق عمر مرد باشد .
اگر بيند كه او را ساق از آهن بود زندگانى او دراز بود .
اگر بيند كه ساق او از آبگينه بود او زود بميرد و خواسته از وى بشود .
باب رؤية السّكر اندر ديدن مست
اگر كسى بيند كه مست بودى و داند كه آن مستى از خمر است پادشاهئ و خواستهاى
هامش
( 1 ) - اصل : آفتد