[ كتاب السين
باب رؤية السّنّ اندر ديدن دندان ]
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
. . . . . . دراز است و آن دندانهاى دد بود - آن عزّى بود او را و خاندانش را .
گفت و اين دندان اندر ميان ديگر دندانها همچون مهتر خاندان است و پشت ايشان . پس اگر بسيار باشند تفسير بر آن افتد « 1 » كه مهتر همه باشد ، و هرچ اندرو آيد از افزونى و كمى اندر دين اين مردم بود كه ياد كرديم .
و آن دندان كه از پس اين دندان بود و آنگاه پديد آيد كه مردم بخندد خال بود يا خاله ، و هرچ اندرين دندان بينى اندر تن مردم بود .
و اين دندانها كه از پس ايناناند همه اهل بيت و خاندان مردم بوند و خويشاوندان دور يا كودكان نارسيده . و هرچ اندرو بيند از كمى و فزونى اندر تن آن مردمان بود .
پس اگر بيند كه دندانى بجنبانيد يا بركند يا كمى بجنبانيد و بركند نه نيك بود و غرامتى بود اندر خواسته يا آنچ بدين ماند .
سعيد مسيّب گفت اگر كسى بيند كه دندانهاى او بيفتاد همه هيچكسى از خاندان او نماند و همه پيش وى بميرند .
پسر سيرين گفت اگر دندان خويش بر گونه [ اى ] بيند كه او را ناخوش آيد او را غمى رسد از خاندان و مردم خويش .
و گفت بيفتادن دندان كسى بود كه بميرد از خاندان او ، و جنبيدنش بيمارى بود از اهل بيت .
هامش
( 1 ) - اصل : آفتد