يابد . اگر نيّت گوشت خوردن ندارد كار بر خويشتن تباه كند .
اگر بيند كه آن خر كه وى برنشسته بود مرده شد اندر زيرش يا از وى بيفتاد حال و كار وى بگردد .
و اگر بيند كه از خر بيفتاد درويش گردد . اگر افتادن وى از خر اندر بازارى يا اندر ميان مردم [ بود ] او را درويشى آشكار گردد .
اگر بيند كه آن خر كه وى ازش بيفتاد كسى ديگر را بود آنچ ميان او و خداوندش بود از حالها بريده شود .
اگر بيند كه از خر فرو آمد بدان نيّت كه ديگر [ ى ] برنشيند او خواسته را هزينه كند ، چنانك هيچ نماند .
اگر فرو آمدن وى بر گونهء ديگر بود آن كار كه همىجويد تمام نشود .
اگر بيند كه شير خر همىخورد بيمار شود . پس شفا يابد .
اگر بيند كه بر خرى نشست كه بر وى بار نبود هيچ زيان ندارد ، مگر كه بر وى بىطاعت گردد ، و هرچه بار قوىتر او را بهتر .
اگر بيند كه خرى خريد و بها بداد چنانك همىگويد و همىبيند او نيكى بيند به سخنى كه در حقّ [ او ] بگويند ، از بهر آنك درم سخن است .
اگر بيند كه بهاى او بدادند و درم به چشم نديد نيكى بيابد كه ازان شكر گويد و آزادى ، از بهر آنك آزادى و شكران نعمت بود .
گفت اگر بيند كه او را خرى بود و چشمها نداشتى او را خواستهاى بود كه جايش نداند .
و اگر خر او را يك چشم بود همچنين .
اگر [
a
79 ] ضعيف و نابينا بود پوشيدن كارش بود بر وى .
پس اگر خر را چندان دم بود كه بايست شمرد آن مردمانى باشند كه از پس خر دوند ، و هرچند دم خر بيشتر بود مردم بيشتر باشند .
پس اگر آن خر را دم چندان از تنش فزون بود مردم چندان گرد آيند كه مايهء