ايشان بيشتر ازان او بود . و همچنين هرچه از دم او بكاهد اين مردم كى ياد كرديم بكاهند .
پس اگر بيند كه خر او بمرد و خر ديگر به جاىآورد يا بر پاى كرد يا از خر فرو آمد يا كسى ديگر بر وى نشست يا بفروخت و ديگرى بخريد اين همه آن بود كه ازان حال كه باشد به حالى ديگر گردد . اگر نخست بهتر بود كار نخستين بهتر ازان باشد كه خواهد جستن .
پس اگر بيند كه خر اسپ گشت يا استر حال و كار او از سفر بود .
اگر بيند كه خر او اسپى گشت زندگانى كردن وى از پادشاه بود .
اگر بيند كه خر او گوسفندى گشت و آنچ [ مانند اوست ] كار وى بدانجاى رسد كه فزونى و فراخى و نيكى بهرهء او شود .
اگر بيند كه خر او مرغى گشت كار او بدانجا رسد كه آن مرغ را بدان باز خوانند .
اگر بيند كه خر او ضعيف گشت و آنچ بر وى نهادند نتوانند « 1 » بردن بخت او ضعيف گشت ، و آنچ بر وى نهادند مال بود . آنچ همىجويد كار اين جهانى بود .
اگر بيند كى خر را بر كوهى برد ، يا از كوهى فرو آمد و يا بر وى بگذاشت « 2 » آن قوّتى بود و برابر بخت خويش .
اگر بيند كه خر او گربه گشت كار و پيشهء او از دزدى بود .
و گفت اگر بيند كه خر را به چوب همىراند آن زدن خر را خواندنش بود و تأويل بر بخت بود . گستاخ [
b
79 ] شود بر كار خويش مگر كه بسيار زند و از حدّ در گذراند . و هيچچيز از خر بد نيست مگر بانگش .
باب رؤية الحايض اندر ديدن بىنمازى
گفت اگر كسى به خواب بيند كه زنش بىنماز بودى كارى كه اندروست يا همى جويد بر وى بسته گردد .
هامش
( 1 ) - كذا ، ظاهرا : نتواند
( 2 ) - كذا ، شايد : بگذشت