اگر بيند كه بچهاى از وى بيافت دخترى بيابد كه اندرو نيكى نبود .
باب رؤية الاسد
اگر بيند كه با شير كارزار همىكند او را با دشمنى جنگ افتد و پيروزى آن را بود كه پيروز گردد ، جهت آنك ايشان از دو گوهرند .
پس اگر بيند كه بر شير نشسته بود و چنانك همىخواست همىراند او پادشاهىء بزرگ بياود و بر دشمن بزرگ چيره شود .
اگر بيند كه با شير كارزار همىكند يا او ر [ ا ] به نزديك خويش ديد چنانك با وى اندر نياميخت او را همىرسد از پادشاهى و هيچ زيانى نداردش .
اگر بيند كه از شيرى بگريخت و شير وى را نخست رستگارى بود او را از كارى كه همىترسد ، و همه گريختهاى را كه جوينده او را در نيابد همين تأويل است .
اگر بيند كه گوشت شير همىخورد خواستهاى از پادشاهى بياود و توانگر گردد و بر دشمن پيروز شود .
پس اگر بيند كه شير شير همىخورد [
b
43 ] بر دشمنى چيره شود و از دشمن چيرهء « 1 » بيابد كه بدان اوميد ندارد .
پس اگر بيند كه سر شير همىخورد او پادشاهىء بزرگ عظيم بيابد .
اگر بيند كه چيزى از اندامهاى « 2 » شير همىخورد خواستهاى از دشمن بيابد بر آن حدّ كه آن اندام بود .
اگر بيند كه پوست شير يافت و آن شير را نديده باشد او خواستهاى از دشمن بياود ، و اگر شير را ديده بود ميراث مرد بزرگ به دو رسد .
اگر بيند كه با شير ماده جماع كرد از سختىء بزرگ رها گردد و پيروزى ياود و كار او بالا گيرد و چنان گردد كه مردم را در كارهاى بزرگ به دو حاجت بود .
هامش
( 1 ) - كذا در اصل ( ظ - چيرهاى ، يعنى چيرگى )
( 2 ) - اصل : اندامهاى