قيامت كه بازار مينو نهند * منازل باعمال نيكو دهند .
سعدى .
قيامت گرچه دير آيد بيايد . از مجموعهء امثال فارسى طبع هند .
قيامت هم به اين گرمى نيست . نظير : جهنم هم به اين گرمى نيست .
قير در انگشترين ماند چو برخيزد نگين * ( بعد از اين آسايش از دنيا نبايد چشم داشت . . . )
سعدى .
قيس و لبنى . عاشق و معشوقهء عربى . رجوع به : ليلى و مجنون ، شود .
قيل لحكيم ما بال الرجل يتحمل الثقيل و لا يتحمل مجالسة الثقيل قال لان الحمل يشترك فيه الجوارح و ثقل الثقيل ينفرد به الروح . رجوع به : روح را صحبت ناجنس . . . ، شود .
قيمت جوهر نداند كس به غير از جوهرى * ( شعرت آوردم بسوقات و بطنزم عقل گفت
نزد موسى تحفه آورده است سحر سامرى * عقل خوش ميگويد اما عذر چاكر واضح است . . . )
ابن يمين .
قيمت خون باباش ميگويد . نهايت گرانبها ميگذارد .
قيمت در نه از صدف باشد * تير را قيمت از هدف باشد .
سنائى .
قيمت زعفران چه داند خر . گج . رجوع به : خر چه داند قيمت نقل . . . ، و رجوع به : آنكه بىچشم است . . . ، شود .
قيمت شكر نه از نى است كه از خاصيت وى است .
سعدى . رجوع به : آنجا كه بزرگ بايدت . . . ، شود .
قيمت كالا نگردد كم بطعن مشترى * ( نعل اسبش را چه نقص ار خواند برجيسش هلال . . . )
سلمان ساوجى .
قيمت و عزت كافور شكسته نشود * گر ز كافور به آيد بسوى موش پنير .
ناصر خسرو .
قيمة الرجال بالبابها و قيمة العبيد باربابها . نظير : سگ را شناسند بر وى خداوند .
قيمة المرء ما يحسنه . على عليه السلام .
قيمة كل امرء ما يحسنه . على عليه السلام . ارزش هر مرد باندازهء دانائى اوست . تمثل :
يا لائمى دعنى اغال بقيمتى * فقيمة كل الناس ما كان يحسنه .
ابن طباطبا علوى .
قيمت هر آدمى به قدر همت اوست . شيخ ابو اسحق ابراهيم بن داود . از تاريخ گزيده .
قيمت هميان و كيسه از زر است * بىزرى هميان و كيسه ابتر است .
مولوى .