تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 2198

مساهمون:

ص٢١٩٨
پس بيند آنچه آن بهتر باشد از آن ، گو بيا آنچه بهتر است . و ترك كردن آن كفارت سوگند اوست . و سوگند بر معصيت منعقد نشود . و كفارت سوگند آزاد كردن بنده است ، يا ده مسكين را طعام دادن ، يا جامه كردن . و اگر ازين سه چيز هيچ نتواند كردن ، سه روز روزه داشتن . و جامه اگر توانگر بود ، دو جامه لازم باشد : پيراهنى و ازارى ، و اگر درويش باشد ، پيراهنى . و طعام چنان باشد كه درويش در آن روز از آن سير باشد . و فرزند را سوگند نباشد با پدر ، و نه بنده را با خواجه ، و نه زن را با شوهر ، در آنچه آن را كاره باشند از مباحات . و سوگند به بيزارى از خداى و رسول و يكى از ائمه عليهم السلام ، منعقد نشود ، و اگر سوگند خورد ، گناهكار شود باز . و اگر خلاف سوگند كند كفارت ظهار لازم باشد . و هر كس كه گويد : « على عهد الله ان افعل كذا من الطاعات او اترك كذا من المقبحات » ، يعنى : عهد خدا بر من است كه بكنم از طاعات : اين و اين ، و ترك كنم از زشتىها و مقبحات : چنين و چنين ؛ لازم بود وى را بر آن وفا كردن . و هر وقت كه خلاف كند ، بنده‌اى آزاد كردن واجب بود ، يا دو ماه پيوسته روزه داشتن ، يا شصت مسكين را طعام دادن . و اگر گويد : « لله على كذا ان كان كذا » ، يعنى : خداى را بر من چنين و چنين ، اگر چنين چنين و چنين باشد ؛ كه اگر نكند ، كفارت نقض عهدش لازم باشد . و اگر گويد : « على كذا ان كان كذا » ، بر من است چنين ، اگر چنين باشد ؛ و نگويد خداى را بر من است ، نذرش صحيح نباشد . ( معتقد الاماميه ص 469 ، 472 ) .

يَنابيعُ الحِكْمَة

- ( اصطلاح عرفانى ) چشمه‌هاى دانش ، دل مؤمنان است و جان سالكان و عارفان . « من اكل الحلال اربعين يوما نور الله فى قلبه و اجرى ينابيع الحكمة من قلبه على . . . » ( عده ج 8 ص 146 ) .

ينابيعُ الخُرَه و الرَّأى

- ( اصطلاح فلسفه اشراق ) مراد اضواء و انوار مينويه است كه ساطع است از عالم ملكوت بر بزرگان و شاهان . « و من لم يصدق بهذا و لم يقنعه الحجة فعليه بالرياضات و خدمة اصحاب المشاهدة فعسى يقع له خطفة يرى النور الساطع فى عالم الجبروت و يرى الذوات الملكوتية و الانوار التى شاهدها هرمس و افلاطون و الاضواء المينويه ينابيع الخرة و الرأى التى اخبر عنها زرادشت » . ( مجموعهء دوم مصنفات ص 152 ) . « خرة نور يسطع من ذات الله تعالى و به يرأس الخلق بعضهم على بعض و يتمكن كل واحد من عمل أو صناعة بمعونته و ما يختص بالملوك الافاضل منهم يسمى كيان خره و الرأى هو واحد الآراء جعل الاضواء المينوية ينابيع الخرة و الحياة » ( از مجموعهء دوم مصنفات پاورقى ص 157 ) .

ينابيعُ النُّور

- ( اصطلاح اشراقى ) مراد منبع و مفيض نور است كه عالم انوار است و بالاخره مبدأ المبادى است « فاذا انفسدت صياصيها لانجذبت الى صياص
فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 2198 | سيد جعفر سجادى