وجود است من حيث هو وجود بحسب سقوط اعتبارات يعنى حقيقتى كه با هر شىء است از غير مقارنه لاجرم وجود مقارن شىء باشد كه وجود به او موجود بود و به خود معدوم و غير هر شىء است از غير مباينه .
( از رسائل شاه نعمت الله ج 3 ص 33 )
از نبى اينما تولوا ، خوان * ثم وجه اللهش متمم دان
يعنى آن سوى كه روى قصد آرى * تا حق بندگيش بگذارى
وجه حق كان بود حقيقت او * باشد آنجا به سوى او كن رو
عطار گويد :
اى دو عالم پرتوى از روى تو * جنة الفردوس خاك كوى تو
صد جهان پر عاشق سر گشته را * هيچ وجهى نيست الا روى تو
صد هزاران قصه دارم دردناك * دور از روى تو ، هر موى تو
كور بايد گشت از ديد دو كون * تا توان كردن نگاهى سوى تو
وجهك وجه القمر ، قلبك مثل الشجر * روحك روح البقاء ، حسنك نور البصر
چشم تو چون ره زنده ، ره زده را رهنما * زلف تو چون سركشد ، عشوهء هند و مخر
خلاصهء كلام اينكه منظور از وجه جهت ظهور است .
نسفى گويد : هر فردى از افراد مركب و هر فردى از افراد بسيط مجازى و يا حقيقى ذات و وجه و نفس دارد . و صفات و اسامى و افعال دارند . . . و صورت جامعه و صورت متفرقه دارند جمله هشت چيز ميشوند ( ذات و وجه و نفس مركبات ، ذات و وجه و نفس بسائط و صورت متفرقهء مركبات ) و صورت جامعهء هر چيز مخصوص است بذات آن چيز و صورت متفرقهء مخصوص بوجه آن و صفات هر چيز مخصوص بذات آن . اسامى هر چيز مخصوص بوجه آن چيز و افعال مخصوص بنفس آن بود .
مزاج ، حبه ، بيضه و نطفه چهار مرتبهء ذاتاند و امكان ندارد كه مواليد بىاين چهار موجود شوند .
هر يك برزخىاند ميان عالم تفريد و عالم تركيب و اين چهار چيز هر يك جوهر اولاند و هر يك از اين چهار را به چهار نام خواندهاند . كتاب خداى . لوح محفوظ ، عالم جبروت و دوات . و اين جمله نامهاى عالم اجمال است . ذات از عالم اجمال است و بلكه خود عالم اجمال است و وجه از عالم تفصيل و بلكه خود عالم تفصيل است و ذات و وجه را كتاب خداى هم مىگويند اما ذات كتاب مجمل است و وجه كتاب مفصل و هر چيز كه در كتاب مجمل نوشته باشد در كتاب مفصل آن چيز پيدا خواهد آمد آنچه در كتاب مجمل نوشته بود قضاى خدا است و آنچه در كتاب مفصل پيدا آيد قدر است . پس قضا در مرتبهء ذات است و قدر در مرتبهء وجه است و اين چهار چيز كه گفته آمد چهار دوات بود و هر دواتى كاتب و لوح و قلم با خود دارند . طبيعت قلم مواليد است . كه از اين چهار دوات مىنويسد و كلماتى كه نويسد هيچ گاه پايان نپذيرد كه فرمود لو كان البحر مدادا لكلمات ربى لنفد البحر قبل آن تنقد كلمات ربى . مواليد آباء و امهاتاند و تجليات آباء و امهات نهايت ندارند و با