شعاعيهء كه درو هست و بدين ترتيب اينگو انوار شعاعيه بمنزلهء جزء علت شود و از مجموع مركب از ذات و آن اشعه معلولى حاصل شود مخالف وى .
سپس آن معلول از يك طرف از اشعهء كه علت او نور پذيرفته است نور پذيرد و از طرفى ديگر از ناحيهء علت خود شعاع وى فزون شود و بدين ترتيب اختلافات بسيارى در قواهر حاصل شود و البته جايز بود كه از مجموع چند امر چيزى حاصل شود . بجز آن چيزى كه از يكان يكان آنها حاصل ميگردد . و نيز جايز بود كه امرى بسيط از اشياء مختلف حاصل شود .
و بعضى از قواهر نازله نزديك به نفوساند و همانطور كه پارهء از نفوس در تصرف در كالبد نياز بوساطت روح نفسانى دارند و پارهء ديگر از جهت شدت نقصان حتى به آن هم نيازى ندارند مانند نفوس نباتى و پارهء از معادن نزديك به هيئت نباتند مانند مرجان و پارهء از نباتات نزديك به حيوانند مانند خرما و پارهء از حيوانات از لحاظ كمال قوت باطنى و جز آن نزديك بانساناند مانند ميمون و غيره بنا بر اين مرتبهء نازل هر طبقهء عالى نزديك به طبقهء سافله است و طرف عالى طبقهء سافله نزديك به طبقهء عالى است . . .
( رجوع شود به شرح قطب الدين ص 360 تا 384 ) دربارهء غير متناهى بودن آثار نفوس و عقول و انوار مجرده گويد :
البته گمان مبر كه انوار مجرده را اعم از قواهر و مدبرات مقدارى باشد زيرا همچنانكه بيان شد هر امر متقدر برزخى ذات خود را ادراك نكند و بلكه انوار مجرده عبارت از انوارى بسيط بوند كه بوجهى از وجوه در آنها تركيب نبود و همهء آنها در حقيقت نوريه يكسان و مشترك بوند همچنانكه بدانستى و تفاوت بين آنها به كمال و نقص بود و نقص در حقيقت نوريه به آنجا رسد كه قائم بنفس خود نبود و بلكه هيأتى بود در غير خود و تشنيع مشائيان كه گويند نور در اينجا كيفيت و عرض بود و بنا بر اين چگونه ميتواند قائم بنفس خود بود و هرگاه نورى از انوار بىنياز از محل بود همهء انوار نيز بايد بىنياز از محل باشد اصل و اساسى ندارد زيرا بىنيازى پارهء از انوار از محل از جهت كمال او بود و كمال او بسبب جوهريت او بود و غايت نقص نور بسبب عرضيت او و اضافت او به محل بود .
و از نقصان امرى ، نقصان چيزى ديگر كه با آن از وجهى مشارك بود لازم نبود و در اين هنگام بايد گفت كه تفاوت بين مشاركات گاهى به مقدار بود و گاهى به عدد و گاهى ديگر بشدت و كمال و چون در نور مصباحى مقدار و اندازهء آن چيزى كه حامل نور چراغ بوده كوچكتر بود از اندازه آن چيزى كه حامل شعاع آن بود و حتى گاهى حوامل شعاع از لحاظ تعداد و عدد بيش از حامل نور بود بنا بر اين موجبيت و موجب بودن چراغ نسبت به حصول شعاع بهر نحو كه فرض شود ثابت بود و تفاوت نوريت آن نبود مگر
فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 2067
مساهمون: سيد جعفر سجادى
ص٢٠٦٧