( دانشنامه ص 127 ) .
در دستور است كه مخيلات عبارت از قضايائى هستند كه در نفس اثر شگفتآورى گذاشته و موجب قبض و بسط شوند و قياسى كه مركب از متخيلات است شمر نامند .
( دستور ج 3 ص 231 ) و رجوع شود به مجموعهء دوم مصنفات ص 42 ) .
مُخَصِّصاتِ انواع
- ( اصطلاح فلسفى ) مراد از مخصصات انواع همان صور نوعيه است ( اين اصطلاح به اين معنى در عبارات صدر الدين ديده شده است ) ( از اسفار ج 2 ص 150 ) .
مُداخَلَه
- ( اصطلاح فلسفى ) دو امرى كه اجزاء آن دو در يكديگر داخل گردد بتمامه بطورى كه هر دو شاغل يك مكان شوند متداخل گويند و در زير عنوان كلمهء تداخل بيان شد كه اين امر محال است .
( از شفا ج 1 ص 83 ) .
مَدارات
- ( اصطلاح هيوى ) مدارات روزها عبارتاند از دايرهءهائى كه موازى معدل النهارند به طرف شمال و جنوب و بر نقطههاى فلك البروج گذرند .
رجوع به مدارات يوميه شود .
مَداراتِ عَرْضى
- ( اصطلاح هيوى ) و دوائرى را گويند كه موازى با دائرة البروج بود و دوائرى بود كوچك كه جزء فلك هشتم يا ثوابتاند
مَدارِ ماه
- ( اصطلاح هيوى ) مدار ماه در سطح منطقة البروج نبود و مقاطع با آن بود بر دو نقطهء مقابل و چون اين منطقه مقاطع منطقهء جو زهر بود يعنى جوزهرى كه داخل در سطح منطقة البروج است پس مقاطع منطقة - البروج نيز مىباشد .
مَداراتِ يَوميَّه
- ( اصطلاح هيوى ) دوائرى را گويند موازى با دايرهء معدل النهار رجوع به معدل النهار شود .
مَدارِج كمال
- ( اصطلاح عرفانى ) مراد مراحل كمال و استكمال است .
( از مصنفات ج 1 رسالهء 1 ص 49 ) .
رجوع باستكمال شود .
مُدَبِّر
- ( اصطلاح فلسفى ) مدبر اسم فاعل از تدبير است ( كشاف ص 465 ) اين كلمه در فلسفه اشراق به كار برده شده است و بطور مطلق مراد نفوس فلكيه و انسيه است ( از ش ص 368 )
مَدارِكِ احْكام
- ( اصطلاح فقهى ) مدارك احكام فقهى در اسلام نزد شيعه چهارند كتاب ، سنت اجماع و عقل .
( از قواعد 25 ص 29 )
مُدام
- ( اصطلاح عرفانى ) شراب و مى وحدت است كه عارف كامل همواره از آن سرمست است .
حافظ گويد :
زاهدى را كه نبودى چون صوامع جايى * بين كه در كنج خرابات مقام است امروز
صوفيان سرخوش و پيمانهء مى در گردش * چشم به دو دوز كه خوش شرب مدام است امروز
مولوى گويد :
امروز سماع است و مدامست و سقايى * گردان شده بر جمع قدحهاى عطايى
فرمان سقى الله رسيدست بنوشيد