دسته ديگر سفيدى را اصل الوان قرار داده و گويند باقى الوان از تركيب آن بوجود آيد و الوان را بر دو قسم كردهاند يكى الوان طبيعى و ديگرى الوان صناعى ( اسفار ج 2 ص 28 - 29 ) .
لَهْو
- ( اصطلاح عرفانى ) لهو چيزى كه انسان را از خدا باز دارد و هر امر باطلى را لهو گويند .
( از طرائق ص 240 )
لَيْتَ
- ( اصطلاح ادبى ) كلمهء ليت در زبان و قواعد عرب از حروف مشبهة بالفعل است و حرف تمنى است . كه متعلق بمحال است مانند « فيا ليت الشباب يعود لنا يوما فأخبره بما فعل المشيب » و نصب باسم و رفع به خبر ميدهد و گاه نصب بهر دو ميدهد مانند « يا ليت الصباء راجعا » و گاه ماء كافه ملحق بدان شود مانند « الا ليتما هذا الحمام لنا الى حمامتنا او نصفه » ( از مغنى ص 149 )
لَيْسَ
- ( اصطلاح ادبى ) كلمهء ليس در زبان و قواعد عرب يكى از افعال ناقصه است و دلالت بر نفى حال كند و از افعال غير متصرف است كه رفع باسم و نصب به خبر دهد رجوع شود بافعال ناقصه .
( از مغنى ص 153 ) .
لَيْلَةُ القَدْر
- ( اصطلاح ذوقى ) ليلة القدر شبى است با عزت و شرف كه هر كه در آن طاعت كند عزيز گردد و شبى است كه سالك را بتجلى خاص مشرف گردانند تا به آن تجلى بشناسد قدر و مرتبت خود را نسبت با محبوب و آن وقت ابتداى وصول سالك است به عين جمع و مقام اهل كمال در معرفت و آن اشرف ليالى است كه مخصوص بامت مرحومه است و در آن شب سالك متجلى شود بتجلى خاص .
( دستور العلماء ج 3 ص 82 - كشاف 134 اصطلاحات شاه نعمت الله ص 21 ) .
حافظ گويد :
شب قدرست و طى شد نامهء هجر * سلام فيه حتى مطلع الفجر
دلا در عاشقى ثابت قدم باش * كه در اين ره نباشد كار بىاجر
غلام گيسوى او ( محمد ) ليلة القدر * هلال طلعت او ليلة البدر
در تعيين شب قدر يا شب برات بعضى پانزدهم شعبان دانستند و شب قدر و برات را يكى شمرند و بعضى 27 شعبان دانند و بعضى در ماه رمضان دانند و شب 27 رمضان را شب قدر دانند و بعضى شب قدر را با شب برات يكى ندانند .
لِين و صَلابَت
- ( اصطلاح فلسفى ) لين و صلابت از كيفيات محسوسهء ملموسهاند .
( از اسفار ج 2 ص 36 )
.