كند مانند
« ما هذا بَشَراً »
2 ما مصدريه كه دو است يكى زمانيه مانند
« كُلَّما أَضاءَ لَهُمْ مَشَوْا فِيهِ »
و
« ما دُمْتُ حَيًّا »
و غير زمانيه مانند
« عَزِيزٌ عَلَيْهِ ما عَنِتُّمْ »
و
« وَدُّوا ما عَنِتُّمْ .
و
ضاقَتْ عَلَيْهِمُ الْأَرْضُ »
3 ما زائده و آن دو است كافه و غير كافه « ما » كافه بر سه نوعست يكى كافه از عمل رفع كه متصل بافعال شود افعال ( قَلّ كَثر ، طال ) مانند « قلَّما » دوم كافه از عمل نصب و رفع كه متصل به « ان » و ساير حروف شبه به فعل شود مانند
« إِنَّمَا اللَّهُ إِلهٌ واحِدٌ »
سوم كافه از عمل جر كه متصل بحروف جر شود مانند
« رُبَما يَوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُوا »
و متصل بكاف شود مانند « كما سيف عمرو لم تخنه مضاربه » ( از مغنى ص 154 - 160 - تلخيص ص 88 ) در فلسفه مطلوب از پرسش بوسيلهء كلمهء « ما » گاه شرح اسم است كه پرسش از معناى لغوى است و آن را « ما » شارحه گويند و گاه پرسش از حقيقت شىء است و آن را « ما » حقيقيه گويند مثال براى اول چنان كه گفته شود « ما الانسان » و مراد بيان معناى لغوى انسان باشد و مثال براى دوم همان « ما الانسان » است در صورتى كه مراد بيان حقيقت و ذات انسان باشد در هر حال در صورتى كه منظور از پرسش بوسيلهء كلمهء « ما » بيان معناى لغوى و شرح اسمى چيزى باشد آن را « ما » شارحه گويند و اين ابتدائىترين سؤال و پرسش است كه در مقام بررسى و اطلاع از اشياء خارجى مىشود ، بعد از آنكه معناى لغوى و نام شىء براى پرسشكننده روشن شد پرسش از حقيقت و ماهيت آن چيز مىشود و آن را سؤال به « ما » حقيقيه گويند و آن دومين مرتبهء پرسش است . و بعد پرسش از وجود آن شود كه سؤال بوسيله « هل » بسيطه است و بعد سؤال از علت وجود و يا علت اوصاف و آثار ذاتى آن مىشود كه سؤال بواسطه « لم » ثبوتى و اثباتى است رجوع بهر يك از اين اصطلاحات شود .
( از شرح منظومه ص 88 ) .
در فارسى مراد از كلمهء ما همان « ماى فارسى » يا من انديشنده است يعنى نفس ناطقه .
مولانا گويد :
باده از ما مست شد نى ما ازو * قالب از ما هست شد نى ما ازو
ماء
- ( اصطلاح فقهى ) ماء يعنى آب و يكى از عناصر اربعه است مبدئيت اين عنصر اولين دفعه بوسيله طالس ملطيه اظهار شده است يعنى وى اولين فيلسوفى است كه مبدأ آفرينش جهان جسمانى و مادة المواد كائنات را آب دانسته است ( از شفا ج 1 ص 526 ) .
ماءِ جارى
- ( اصطلاح فقهى ) و آن آبى است كه بر روى زمين سيلان داشته باشد مانند قنوات و نهرها و رودها و بملاقات نجس نجس نمىشوند مگر آنكه رنگ يا بوى يا طعم آن تغيير كند ( از عروه ص 11 )