2 است و بايد مؤخر از اسم باشد اگر مصدر « به اب و ام » باشد كنيه است و الا لقب ( از سيوطى ص 29 ) .
كَواكِب حارَّه
- ( اصطلاح علوم غريبه ) تمام چيزهاى عالم از خواص و طبايع چهارگانهء كه حرارت و رطوبت و برودت و يبوست باشد عارى نبود و بر اين اساس بسيارى از قرانات و امور مربوط بعلوم غريبه حل مىشود مثلا گويند كواكب حاره هرگاه در بروج حاره واقع شود گرماى شديد و آتش فشانى توليد شود درختان به خشكند و صفراء در اجسام عالم طبيعت غلبه يابد آبها كم شود .
( از رسائل جابر ص 16 - 18 و التفهيم ص 427 )
كَواكِب ثابِتَه
- ( اصطلاح نجومى ) رجوع بافلاك شود .
كَواكِبِ سَحابى
- ( اصطلاح نجومى ) ابو ريحان گويد :
اما سحابى اى ابرى بحقيقت چهار كوكباند . يكى بر كف برنده سر غول . و بدين جمله نشمرند زيرا ك عرضش بسيار درجه است وز گذر ستارگان سياره دور است . و دوم آخر دو خر و اين آنست كه بر بر سرطانست و زين شمار است . و سوم آنك از پس شوله است بمنازل قمر و از آن جمله است كه از صورت عقرب بيرونند . و گاه او را نيش كژدم نام كنند و بتازى حمة العقرب و زين شمار است . و چهارم بر چشم رامى است اى تيرانداز و زين شمار است .
و ستارگان خرد چون بيكجاى گرد آيند ايشان را سحابى تشبيه كنند و بطلميوس ايشان را سحابى نام كرده است
كواكب سياره
- ( اصطلاح نجومى ) اخوان الصفا درباره سيارات هفتگانه گويند : شمس و قمر را نيران گويند و مشترى و زهره را سعدان نامند ، زحل و مريخ را نحسان نامند ، عطارد را ممتزج دانند و رأس و ذنب را عقدتان خوانند و در باب خواص آنها گويند :
1 - شمس مذكر ، حار ، نارى نهارى و سعد است .
2 - زحل . بارد ، يابس ، مذكر نهارى و نحس است .
3 - مشترى حار ، رطب ، مذكر ، نهارى و سعد است .
4 - مريخ حار ، يابس ، مؤنث ، ليلى و نحس است .
5 - زهره بارد ، رطب ، مؤنث ، ليلى و سعد است .
6 - قمر رطب ، مؤنث ، ليلى و سعد ( رجوع شود باخوان رساله سوم نجوميات ص 82 ) .
كَواكِبِ صامِتَه
- ( نجومى ) .
ارباب اين فن پارهء از كواكب را صامت و پارهء را غير صامت دانند از جمله : جوزاء ، سنبله ، ميزان بلندآوازند و از ميان آنها جوزاء سخنگوى بود و حمل ، ثور و اسد نيمآوازند ، جدى ، دلو و حوت سستآوازند ، سرطان و عقرب و حوت بىآوازند . منظور كواكب واقع بر اين صور است ( از التفهيم ص 320 )
كَواكِبِ مائى
- ( اصطلاح نجومى ) ارباب اين فن بعض از بروج را آبى و بعضى را آتشى ميدانند و گويند در تقارن