تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 751

مساهمون:

ص٧٥١
شرعيه كه استعمال و نقل شرع باشد . ( از مطول ص 327 - معالم ص 26 - قواعد 69 ) .

حَقيقت و مَجاز

- ( اصطلاح اصولى و ادبى ) كلمهء كه مستعمل فيما وضع له مىباشد حقيقت گويند و لفظى كه مستعمل در غير ما وضع له باشد مجاز گويند و هر يك از آن دو يا لغوى است يا شرعى و عرفى رجوع به حقيقت شرعيه و عرفى و لغويه شود ( از مطول ص 298 - 304 ) . در قوانين الاصول آرد كه لفظ هرگاه در ما وضع له ( آنچه براى آن وضع شده است از طرف واضع لغت ) . استعمال شده باشد حقيقة لغوى است و در غير آن اگر به كار برده شود ( البته با لحاظ علاقهء ميان آن دو ) مجاز است و بنا بر اين حقيقت منسوب بواضع مىباشد و در حكم وضع است استعمال الفاظ در معنى از معانى با كمك قرينه كرارا و بدفعات تا جائى كه در اثر انس و الفت نيازى بقرينه نباشد و همان معنى مستعمل فيه از آن دانسته شود و اين خود نوعى از حقيقت باشد و لذا حقيقت باعتبار واضعان لغت و آنان كه استعمال كنند و لفظى را براى افاده معانى به كار گيرند در غير ما وضع له تا آنجا كه از قرينه بىنياز شود منقسم شود به حقيقت عرفيه خاصه و لغويه ، عرفيه خاصه بمانند عرف شرع و نحو و عرف عامه و همين طور است مجاز به قياس بعرف و اهل لغت و بايد دانست كه مجاز مشهور متداول كه از آن تعبير به مجاز راجح نمايند مراد معنائى مىباشد كه متبادر از لفظ شود بقرينه شهرت و گر نه با قطع نظر از شهرت هيچ گاه مجازى بر حيقت رجحان ندارد و گر چه بيشتر و اغلب لفظ در آن به كار رود و اگر فى الواقع مجازى يافت شود كه بدون توجه بشهرت از لفظ دانسته شود و متبادر بذهن شود حقيقت باشد نه مجاز و نكته ديگرى كه بايد تذكر داد آنكه كسانى كه به وضع الفاظ و موارد استعمال حقيقى و مجازى آنها ناآگاه باشند هرگاه بخواهند حقايق و مجازات را بدانند براى آنها طرقى است ، 1 - آنكه اهل لغت تصريح كرده باشند كه فلان لغت ويژه فلان معنى است و اينكه اگر در فلان معنى به كار رود مجاز است نه حقيقت . 2 - تبادر به آنكه بمحض اطلاق لفظ هر معنى كه دانسته شود حقيقت است و اگر با وجود آنكه معنى از لفظ دانسته شود متبادر معنائى ديگر باشد معلوم مىشود كه استعمالش در اين معنى مجاز است البته نادان باصطلاحات موقعى تبادر را دريابد كه در موارد استعمالات استقراء و تتبع كند و دريابد كه اهل لغت در زمانى كه مثلا فلان لغت اطلاق مىشود فلان معنى را بدون قرينه مىفهمند و فلان معنى را با قرينه و در اينجا بحث است . 3 - صحت سلب رجوع به صحت سلب شود . بهر حال هر يك از الفاظ در مقابل معناى مخصوصى وضع شده كه آن را معنى حقيقى آن لفظ گويند كه بايد در همان معنى استعمال شود ولى غالبا بمناسباتى در غير معناى خود استعمال مىشود كه در اين موارد آن معنى را معنى مجازى آن لفظ گويند .