باشد و نه در نهايت سهولت زيرا اگر انتقام براى او سهل باشد در صدد انتقام گرفتن برآيد و نفس او همواره جهت انتقام در حركت باشد حقدى حاصل نمىشود و اگر در نهايت دشوارى باشد بطور كلى صورت انتقام از نفس او زائل مىشود و در نتيجه موردى براى حقد باقى نمىماند و يأس و نااميدى از انتقام جاى حقد را خواهد گرفت .
( از اسفار ج 2 ص 51 )
حَقِّ مَخلوق
- ( اصطلاح عرفانى ) كه فلاسفهء اسلام مانند صدر الدين به كار برده است و از آن تعبير به وجود منبسط و گاه تعبير به نفس رحمانى كردهاند .
( از اسفار ج 1 ص 19 )
حَقُّ اليَقين
- ( اصطلاح عرفانى ) حق اليقين عبارت از شهود حق است در مقام عين جمع
« إِنَّ هذا لَهُوَ حَقُّ الْيَقِينِ »
.
شاعر گويد :
ديدهء باطن اگر بينا شود * آنچه پنهان خواندهء پيدا شود
سر وحدت را ببينى بىبيان * عين عين اينجا فروشد در عيان
آنكه در بحر حقيقت راه يافت * گوهر حق يقين ناگاه يافت
حُقُوق
- ( اصطلاح عرفانى و فقهى ) حقوق جمع حق است و معناى آن نزد صوفيه عبارت از احوال و مقامات و معارف و ارادات و قصود و معاملات و عبادات است و حقوق نفس عبارت از چيزى است كه بقاء و حيات نفس متوقف بر آنست .
( لمع ص 336 - كشاف ص 330 ) در فقه حقوق منقسم مىشود باقسامى :
1 - قسمتى است كه قابل اسقاط و انتقال باشد مثل حق خيار و حق تحجير و حق قصاص .
2 - قابل اسقاط بوده و قابل انتقال نباشد مثل حق شفعه .
3 - قابل اسقاط و انتقال نباشد مثل جلوس در مساجد و عبور در معابر و امثال آن و مثل حق رجوع در هبه كه آن هم نه قابل اسقاط است نه انتقال به غير .
هر حقى را كه بتوان به ديگرى انتقال داد ميتوان آن را اسقاط كرد اما عكس آن صورت خارجى ندارد .
( كليت حقوقى ص 10 )
حُقوقِ بَدَنيَّه
- ( اصطلاح فقهى ) در برابر حقوق ماليه است .
حَقيقت
- ( اصطلاح فلسفى و عرفانى و ادبى ) اين كلمه بر حسب موارد استعمال داراى معانى مختلف است بدين قرار :
الف - در مقابل اعتبار كه مراد از حقيقت در اين مورد ذات و مراد از اعتبار حيثيات لاحقه است .
ب - در مقابل فرض كه حقيقت به اين معنى مرادف با نفس الامر است .
ج - در مقابل مفهوم چنان كه ميگويند بصر داخل در مفهوم عمى است نه در حقيقت آن .
د - در مقابل مجاز چنان كه گويند استعمال كلمهء اسد در انسان مجاز است .
حكما اين كلمه را بمعنى ماهيت موجود در عين استعمال كردهاند و گويند :
حقيقت هر چيزى مرتبت تأصل و تقرر آنست و حقيقت وجود مرتبت كامل وجود است و حقيقت انسان نفس ناطقه است كه جامع