تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 1349

مساهمون:

ص١٣٤٩
يكتاست ( از عده ج 4 ص 177 ) . الهى : بعنايت ازلى تخم هدايت كاشتى برسالت انبياء آب دادى ، بمعونت و توفيق پروردى ، به نظر خود ببر آوردى ، خداوندا سزد كه اكنون سموم قهر از آن بازدارى ، و كشتهء عنايت ازلى را برعايت ابدى مدد كنى ( از عده ج د ص 19 و 273 ) . كسى كه در حرم عنايت ازلى شد هرگز غوغاى محنت ابدى گرد دولت سرمدى او نگردد . يك ذره از عنايت ازلى به از نعيم دو جهانى است ، او را كه نواختند ، در ازل نواختند و او را كه خواندند در ازل خواندند ، دوستان او در ازل كأس لطف نوشيدند . و لباس فضل پوشيدند ، كارها در ازل كرده و امروز كرده مىنمايد ، سخنها در ازل گفته و امروز گفته مىشنواند ، خلعتها در ازل بنام دوستان دوخته و امروز ميسازد . ( عده ج د ص 321 ) . الهى در آيت عنايت ، ما را پناه ده ، به كليد عنايت گنجهاى بىكران رحمت بگشاى و با صفت رحيمى خود ، عنايت رحمانى دريغ مدار ، بعنايت الهيه‌ات كه از عنايت سابق بر وجود اشياء حكايت كند و آن عين علم و عين لطف است ، ما را از خود وارهان ( رجوع شود به عده و شرح قيصرى ص 16 ) .

عنايت الهيه

- ( اصطلاح عرفانى ) عنايت الهيه عبارت از عنايت سابقه بر وجود اشياء است كه عين علم و عين لطف است ( شرح قيصرى ص 16 ) .

عِند

- ( اصطلاح ادبى ) اين كلمه در زبان عرب ظرف استعمال شده است و آن براى مكان حضور حسى است مانند
« فَلَمَّا رَآهُ مُسْتَقِرًّا عِنْدَهُ »
و يا حضور معنوى مانند
« قالَ الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتابِ »
و گاه بمعنى قرب و نزديكى است مانند
« عِنْدَ سِدْرَةِ الْمُنْتَهى »
و
« إِنَّهُمْ عِنْدَنا لَمِنَ الْمُصْطَفَيْنَ الْأَخْيارِ »
و گاه اين كلمه مجرور مىشود به من . ( از مغنى ص 81 ) .

عِنديَّه

- ( اصطلاح كلامى ) فرقهء از سوفسطائيه‌اند كه گويند حقايق اشياء تابع اعتقادات است و آنچه هر كس اعتقاد پيدا كند براى او حق است و بالاخره علوم و حقايق نسبى است هر شخص تصورات و اعتقاداتش براى او حق است و حق از امور ثابت نيست ( كشاف 666 - دستور 382 ) .

عَنز

- ( نجومى ) - يكى از ستارگان صورت ممسك الاعنه را گويند كه بر مرفق چپ آن واقع است . رجوع به ممسك الاعنه

عَنصَرَه

- ( گاه‌شمارى ) بفتح عين و سكون نون و فتح صاد وراء از روزهاى يهودان است و آن روزى است كه خداوند تورات را بر حضرت موسى عليه السلام نازل كرد . عنصره را يهودات روز حج دانند و بهر حال نام حج يهوديان را گويند رجوع بآثار الباقيه .

عُنصُر

- ( اصطلاح فلسفى ) كلمهء