مراد علم اقوال است مانند صرف و نحو و گاه مراد علوم كيماوى است كه بحث در آثار حروف مىكند رجوع بعلم شود .
عِلمِ انفِعالى
- ( اصطلاح فلسفى ) رجوع بعلم شود
عِلمِ اوسَط
- ( اصطلاح فلسفى ) علم اواسط علمى است كه موضوع آن نيم مجرد باشد .
عِلمِ باطِن
- ( اصطلاح عرفانى ) در مقابل علم ظاهر است و مراد علم باسرار سلوك و حقايق روحانى است كه منجى انسانست .
حسن بصرى گويد : حذيفهء يمان را پرسيدم از علم باطن ، يعنى علم فهم گفت : از رسول خدا پرسيدم وى گفت :
علم بين الله و بين اوليائه لم يطلع عليه ملك مقرب و لا احد من خلقه
» . فهم اين مردان در اسرار كتاب و سنت به جائى رسيده است كه و هم ارباب ظواهر زهره ندارد كه گرد آن حرم محترم گردد ، ايشان را در هر حرفى مقامى است و از هر كلمهء پيغامى ، از هر آيتى ولايتى و از هر صورتى سوزى و سورى ، و عيد در راه ايشان وعد است و وعد در حق ايشان نقد است ، هر چه بجز حق ، نزد ايشان باطل است ( از عده ج 6 ص 293 ) .
عِلمِ باللّه
- ( اصطلاح عرفانى ) عبارت از علم معرفت است كه همه اولياء او را به دو دانستهاند و تا تعريف و تعرف وى نبود ايشان وى را ندانستند .
عِلمِ بَديهى
- ( اصطلاح منطقى ) رجوع به تصور و تصديق و بديهيات و اوليات و ( دستور ج 2 ص 341 ) شود .
عِلمِ بُرهان
- ( اصطلاح منطقى ) مراد علم منطق است كه علم ميزان هم ميگويند ( از شفا ج 1 ص 3 ) .
عِلمِ بَسيط
- ( اصطلاح فلسفى ) در زير عنوان كلمهء جهل مركب و بسيط بيان شد كه همانطور كه جهل بر دو قسم است مركب و بسيط علم نيز بر دو قسم است بسيط و مركب علم بسيط علم با عدم شعور و علم بعلم است چنان كه علم فطرى موجودات بمبدأ و موجود خود از اين قبيل است
« وَ لكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ »
و بالجمله علم مركب عبارت از ادراك و شعور بادراك است يعنى علم با علم بمدرك در مقابل علم بسيط كه عبارت از ادراك شىء است با غفلت از آن ادراك و با غفلت به آنكه مدرك چيست اطلاق علم بسيط و بسيط ازلى بر علم حق تعالى نيز شده است و لكن آن اطلاق به اين معنى است كه علم او عين ذات او است و ذات او ازلى و ابدى است و معلوم او ذات او است و ذات او بسيط است و مركب از جنس و فصل نيست پس علم او باعتبار معلوم هم مركب نيست و ديگر به اين معنى است كه وى محل ارتسام صور مختلف نيست و گاه علم بسيط بعلم مجردات بذات خود گويند « ان العلم كالجهل قد يكون بسيطا و هو عبارة عن ادراك شىء مع الذهول عن ذالك الادراك و عن التصديق بان المدرك ما ذا و قد يكون مركبا و هو عبارة عن ادراك الشيء مع - الشعور بهذا الادراك و بان المدرك هو ذلك الشيء » « از اسفار ج 1 ص 26 و رجوع به شفا ج 1 ص 359 شود . )
عِلمِ بَسيطِ ازلى
- ( اصطلاح فلسفى )