و البستان )
عقل
كلمه عقل و مشتقات آن در قرآن بمعنى فهم و ادراك آمده است چنان كه فرمايد :
ثُمَّ يُحَرِّفُونَهُ مِنْ بَعْدِ ما عَقَلُوهُ
( بقره آيه 74 ) .
أَ فَلا تَعْقِلُونَ
( بقره آيه 75 ) .
لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ
( بقره 141 - مؤمن 66 ) .
وَ لَقَدْ تَرَكْنا مِنْها آيَةً بَيِّنَةً لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ
.
( عنكبوت : 34 ) .
وَ ما يَعْقِلُها إِلَّا الْعالِمُونَ
( عنكبوت : 42 )
بَلْ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْقِلُونَ
( عنكبوت : 62 ) .
أَ فَلا يَعْقِلُونَ
( آل عمران :
64 ) . و آيات ديگر .
عقل در اخبار و روايات نيز اطلاقات متعدد دارد از جمله تقوى
« اما العقل فمن اتقى الله عقل »
و بمعنى علم آمده است « عقل عنه اى اخذ عنه العلم » كه ضد جهل است . ( وافى ص 24 ) .
در كلمات شعرا نيز اطلاقات متعدد دارد از جمله هوش :
مولانا گويد :
اى بداده رايگان صد چشم و گوش * نى از رشوت بخش كرده عقل و هوش
مقابل ذوق در شريعت ذوق و دين يا بى نه اندر عقل از آنك قشر عالم عقل دارد مغز روح انبيا مولوى علم ، ضد جهل
عقل تا با خود منى دارد عقالش خوان نه عقل * چون منى زو دور گشت آنگه دوا خوانش نه درد
سنائى
عشق را بين علم بركنده اندر كوى صدق * عقل را بين قلم بشكسته در صدر رضا
خاقانى
قافلهء عشق تو ميرود اندر جهان * طائفهء عقلها هم بأثر ميرود
و مقابل نقل آمده است :
پيش از آنكه اطلاقات و معانى عقل را از نظر عرف و فنون مختلف بيان كنيم لازم است موارد استعمال آن را در فلسفه مشخص و معين نمائيم .
كلمهء عقل در دو مورد مشخص در فلسفه به كار برده شده است يكى عقل به معناى جوهر مستقل بالذات و بالفعل كه اساس و پايهء جهان ما وراء طبيعت و عالم روحانيت است و همان است كه در تعريف آن گويند هر جوهر مجرد مستقلى ذاتا و فعلا عقل است و چنين موجودى كه ذاتا و فعلا مستقل باشد همان عقل بمعنى صادر اول و دوم و . . . است .
معنى ديگر آن همان نفس است كه در مراتب مختلفه بنامهائى مانند عقل بالقوة ، بالملكه ، بالفعل و بالمستفاد خوانده مىشود .
و بالجمله فلاسفه در مقام بيان و تفكيك موجودات از يكديگر موجودات را منحصر در ده مقوله كردهاند كه نه مقولهء آن عرض و يك مقوله جوهر است و جوهر پنج قسم است ماده و صورت و جسم كه هر سه جوهر ماديند ذاتا و دو قسم ديگر آن كه نفس و عقل باشد ذاتا مجردند .
نفس جوهرى است كه ذاتا مجرد بوده و در فعل نياز بماده دارد و عقل جوهرى است كه ذاتا و فعلا مجرد باشد و مراد از اين چنين جوهر مجردى كه بنام عقل خوانده شده است همان عقل بمعنى اول ما خلق الله العقل است كه عالم ما وراء را تشكيل