و يكى از صور بروج دوازدهگانه بود شامل 21 ستارهء داخل در صورت و سه ستاره 21 ستاره داخل در صورت و سه ستاره خارج از صورت .
( از صور الكواكب ص 207 و رسالهء سوم از رسائل اخوان ص 90 )
عَقل
- ( اصطلاح فلسفى و عرفانى ) يكى از مسائل مهم فلسفى كه انظار و آراء فلاسفه را به خود متوجه كرده است مسأله عقل ، روح و نفس و چگونگى وجود و ماهيت آنها است .
كلمهء عقل از لحاظ لغوى معانى متعدد دارد از جمله « فهم » الشيء يعقله عقلا .
يعنى فهميد او را و ادراك كرد و تدبر كرد و « قيد » . عقل البعير يعنى شتر را مقيد كرده و به دو قيد زد « العقلة » يعنى عقال و قيد . و « ضد جهل » و « ضد حمق » و اطلاقات و تعبيراتى كه براى مشتقات آن شده است بشرح زير است :
« تعقل » يعنى « تكلف العقل » كه با سختى و دشوارى امرى را دريابد .
« عاقول » گياهى است كه شتر خورد « عقال » آنچه شتر را به آن بندند . « عقل » آنچه را با او سر حيوان را بندند و عقل را از آن جهت عقل گويند كه دارنده خود را از زلات نگاه دارد معقول هم بمعنى عقل آمده است .
« اعتقل لسانه » يعنى قادر بر سخن گفتن نيست و بالجمله .
عَقيلَة
- زنان مخدره را گويند .
عَقيلَةُ القَوم
- رئيس و بزرگ قوم را گويند .
عَقائِلِ إنسان
- كرائم مال و ثروت او را گويند .
عاقولُ البَحر
- موج دريا را گويند .
عَقَلَ الدَّواءُ بطنه
- يعنى دارو شكم او را بند آورد .
الغلام يَعقِلُ عَقلا
- يعنى پسر به حد كمال و عقل رسيده و اكنون عاقل شده است .
الوَعل عَقَل عَقُولا
- يعنى قوچ كوهى بر بالاى كوه رفت .
عَقَلَ له دَم
- يعنى صاحب دم ديه آن را ترك كرد .
اعقَلَ الرَّجُل
- يعنى بر مرد زكات سال واجب شد .
تَعاقَلَ الرّجل
- مردي را گويند كه خود را خردمند ميداند .
اعتَقَلَ لِسانَه عَلَى المَجهول
- يعنى زبان خود را از گفتن آنچه نمىداند نگهداشت .
عَقُول
- كسى را گويند كه امور را دريافته و ادراك كند و دوائى كه شكم را بند آورد .
عَقيل
- يعنى معقول .
أعقل
- يعنى كسى كه او را عقل زياد باشد .
عُقّال
- مرضى است كه عارض بر پاى اسب شود و موجب انقباض آن گردد .
عِقال
- گياهى است بنام سعدانه .
عاقِلَه
- يعنى ماشطه . زن دانا .
عَقَلتِ المَرأةُ شَعرَها
- يعنى زن موهاى خود را شانه كرد .
وَ هُم عَلى مَعاقِلِهم الأولى
- يعنى آنان بر ديههاى زمان جاهليت ميباشند .
عاقِلَةُ الرَّجل
- خويشان و نزديكان مرد را گويند .
( رجوع شود به كنز اللغة و العلوم و تهذيب الاسماء و اللغات و جمهرة اللغة