ارتباط نبوده بلكه عبارت است از ايجاب مرتبط بقبول ، يعنى جائى كه ايجاب مقرون به قبول باشد . آنچه به ايجاب انشاء مىشود التزام نبوده بلكه تمليك يا مبادله است و لازمه آن تعهد و التزام افتاده و هيچ يك از اين دو امر ، مدلول ايجاب نيست نه بدلالت تضمنى و نه بدلالت التزام چه رسد بدلالت مطابقه . پس التزام حكمى است از احكام عقد ، نه آنكه خود عقد و يا جزء عقد باشد . بلكه مىشود گفت از لوازم آن نيز نبوده بلكه از عوارض مفارقه است ، يعنى ممكن است از آن منفك شود .
( از كليات ص 60 )
عَقدِ انقِطاع
- در كليات حقوقى آمده است :
قوام عقد متعه به مهر است و اجل .
پس اگر در متن عقد تعيين مهر نشود عقد باطل است و از اين حيث شباهت بعقود معاوضى دارد .
چنان كه در متن عقد ذكر اجل نشود بقول بعضى عقد باطل است و بقول بعض ديگر عقد منقطع به عقد دائم منقلب مىشود اين قول مستند است بروايت ضعيفى كه عمل به آن مشكل و تطبيق آن با قواعد مشكلتر است و احتياط در طلاق و تجديد عقد خواهد بود .
علاوه بر لزوم ذكر مهر ضمن عقد و ذكر اجل كه از اركان آن محسوب است مختصات ديگرى براى آن ذيلا ذكر مىشود :
1 - طلاق و لعان و خلع و ظهار در عقد منقطع جارى نيست .
2 - عدم توارث و لو شرط توارث شده باشد .
3 - عده غير حامل بعد از دخول و انقضاء اجل يا بذل به مدت دو حيض است .
4 - عدم استحقاق نفقه و قسم .
و اگر حيض نشود و حائضشدنش غير ممكن نباشد عده او چهل و پنج روز كه نصف عده دائم باشد خواهد بود .
عده حامل پس از انقضاء اجل يا بذل مدت وضع حمل است .
عدهء وفات مثل دائم چهار ماه و ده روز است و در صورتى كه داراى حملى باشد عدة او ابعد الأجلين است يعنى هر يك از وضع حمل يا اجل دور تر و عقب تر باشد عده به آن تمام خواهد شد .
5 - بر خلاف عقد دائم كه بدون اجازه زن عزل جايز نيست در مورد متعه جايز است
عَقدِ حَمَل
- ( اصطلاح منطقى ) و عبارت از ثبوت محمول براى موضوع است توضيح آنكه ميان مصاديق موضوع ، مفهوم آن ارتباطى است و ميان موضوع و مصاديق موضوع با محمول نيز ارتباط است مثلا در قضيه « انسان كاتب است » اولا اين قضيه منحل به دو جزء مىشود يكى كلمهء انسان و ديگر كلمهء كاتب كلمات انسان و كاتب دو لفظاند كه دال بر دو معنى ميباشند و از نظر منطق غير از مقصود دلالتى خود آن دو لفظ چيزى مورد نظر نمىباشد و آنچه مورد نظر است مفهوم انسان و مفهوم كاتب است و ميدانيم كه مفهوم انسان و كاتب را نيز مصاديقى است كه هر يك از دو مفهوم با مصاديق خود ارتباط دارند نوع ارتباط كلى با افراد خود . و ميدانيم كه مصاديق انسان در قضيهء فوق همان مصاديق كاتب است پس افرادى مانند زيد و عمرو و بكر را در قضيه فوق دو ارتباط است يكى