ظاهر الفاظ شان توحيد و شرع * باطن آن همچو در جان تخم صرع
گفته شده است ظاهر عبارت از امرى است كه دلالت كند بر معنى به نحو دلالت ظنى راجح با وجود احتمال غير آن ، مانند آن الفاظى كه آنها را معنى حقيقى باشد در موقعى كه بدون قرينه استعمال شوند بنحو مجاز چه آنكه مجاز لغوى باشد يا شرعى يا جز آنها و از اين قبيل است مجازى كه مقترن بقرينه واضحه باشد لكن مأول باشد و در اصطلاح لفظى است كه محمول بر معناى مرجوح آن شود بقرينهء كه مقتضى آن باشد ، قرينهء عقليه باشد مانند
« يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ »
و
« مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَلا هادِيَ لَهُ »
و
« يُضِلُّ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ »
كه مأول ميباشند و يا لفظى است مثل حمل آيهء صدقه بر بيان مصرف ، نه استحقاق و ملك بقرينه آيه قبل
« وَ مِنْهُمْ مَنْ يَلْمِزُكَ فِي الصَّدَقاتِ فَإِنْ أُعْطُوا مِنْها رَضُوا وَ إِنْ لَمْ يُعْطَوْا مِنْها إِذا هُمْ يَسْخَطُونَ »
و بالجمله ممكن است مجازات را كلا از باب مؤول دانست به نسبت به لفظ با قطع نظر از قرينه در هر حال كلمهء « يد » در آيه مجازيست و ظهور در معنى خود دارد در نزد عرب و محمول بر خلاف ظاهر خود مىباشد كه قدرت باشد و ممكن است گفته شود كه همه مجملاتى كه آنها را ظاهرى است و بيان آنها از وقت خطاب مؤخر شده است مؤولات باشند و همين طور عمومات مخصصه در اينجا بحث مفصل است .
و بالجمله اين اصطلاح ادبى و اصولى است و در اصول آنچه در معنى ظهور داشته باشد و راجح باشد يعنى مراد از لفظ آشكار باشد به نص لفظ و اعم از نص است « الظاهر ما دل على معنى دلالة ظنية ، راجحة . مع احتمال غيره » مانند الفاظى كه داراى معانى حقيقى باشند و بدون قرينه استعمال شوند اعم از حقيقت لغوى يا شرعى و يا استعمال مجاز بقرينهء واضحه ( از قوانين ص 345 ) .
در اصطلاح اهل حديث هر روايتى است كه بدلالت ظنى راجح دال بر معنائى باشد و تحمل معناى ديگر هم كند .
( از كشاف ص 773 درايه ص 57 ) الظاهر ما دل على معنى دلالة ظنية راجحة مع احتمال غيره كالألفاظ التى لها معان حقيقة اذا استعملت بلا قرينة تجوزا سواء كانت لغوية او شرعية او غير هما و منه المجاز المقترن بالقرينة الواضحة .
( از قوانين ج 1 ص 345 )
ظاهِرُ العِلم
- ( اصطلاح عرفانى ) ظاهر علم در اصطلاح صوفيان عبارت است از اعيان ممكنات ( از دستور العلماء ج 2 ص 286 ) .
ظاهِرُ الوُجود
- ( اصطلاح عرفانى ) ظاهر وجود عبارت از تجليات اسماء است ( كشاف ص 930 ) .
ظاهِرُ المُمكِنات
- ( اصطلاح عرفانى ) ظاهر الممكنات عبارت از تجلى حق است بصور اعيان و صفات او كه بنام وجود الهى خوانده مىشود و گاه ظاهر الوجود بر آن اطلاق مىشود
الضِّراريَّة
- ( اصطلاح كلامى ) .
پيروان ضرار بن عمرو و حفص الفرد