ج 1 ص 99 )
صَدِيق
- ( اصطلاح عرفانى ) مبالغه است در صادق و آن كسى است كه در گفتار و كردار و دانشها و احوال و روش و نيات و خوى و اخلاق خود راست باشد و راستى و درستى او در مجاورين او تأثير كند و صديق بودن در درجهء اعلاى ولايت و ادناى نبوت است و صديقان و اصلان بدرجهء اعلا و متحقق به حق را گويند كه در رديف انبياء و صالحيناند كه فرمود
« وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفِيقاً »
( از تفسير بيان السعادة سورهء مريم ص 5 ) .
رازى گويد « الوحدة منية الصديقين و الانس بالناس وحشتهم » . ( طبقات ص 112 ) .
صُراحى
- ( اصطلاح عرفانى ) شراب زلال را گويند و ظرف شراب را گويند و در اصطلاح مقام انس را گويند :
فروغى گويد :
من و صراحى مى بعد از اين و نغمهء نى * كه همنشينى صافى دلان صفا دارد
در اين زمانه رفيقى كه خالى از خلل است * صراحى مى صاف و سفينهء غزلست -
عطار گويد :
وان دم كه تهى شود صراحى * به فروش بجرعهء جهان را
در فصل بهار و موسم گل * بىعيش مدار عاشقان را
اى آنكه نخواندهء تو هرگز * از لوح درون خط قران را ( آن را )
فردا چه بپرس اندر آرند * در مجلس حشر صوفيان را
ما مست شراب جام ساقى * گوييم حديث اين بيان را
مولوى گويد :
امروز سماعست و شرابست و صراحى * يك ساقى بدمست يكى جام مباحى
دوش رفتم در ميان مجلس سلطان خويش * بر كف ساقى بديدم در صراحى جان خويش
گفتمش اى جان جانان ساقيا بهر خدا * پر كنى پيمانهاى و نشكنى پيمان خويش
صِراط
- ( اصطلاح كلامى ، عرفانى ) صراط يعنى راه و طريق صراط حق يعنى راه حق و صراط مستقيم يعنى راه راست اين اصطلاح كلامى و عرفانى است و در خبر است كه صراط عبارت از معرفة الله است صدر الدين گويد : هر نفسى صراط بآخرت است بوجهى و بوجهى ديگر صراط مستقيم طريقهء توحيد و صورت هدايت است .
( از اسفار ج 4 ص 175 ، 184 - دستور ج 2 ص 241 و رجوع شود به مجموعه دوم مصنفات ص 288 )
صِراطِ مُستَقيم
- ( اصطلاح عرفانى ) اقامت عبوديت است با تحقق ربوبيت ، فرقى است مؤيد بجمع ، جمعى است مقيد بشرع ، فرق بىجمع جهل معتزليان است ، از راه بيفتاده و به منزل حقيقت نرسيده ، جمع بىفرق طريق اباحيان است ، از شريعت دست بداشته و حقيقتى كه نيست پنداشته .
و گفتهاند كه فرق بجاى شريعت است و جمع بجاى حقيقت ، هر شريعت كه از حقيقت خالى است حرمانست ، و هر حقيقت كه از شريعت خالى است خذلانست ،