زين نادرهتر كرا بود هرگز حال * من تشنه و پيش من روان آب زلال
( از عده ج 8 ص 388 ) و از شراب طهور عاشق پاك را خواهند .
كجا شراب طهورست و كجا مى انگور * طهور آب حياتست و آن دگر مردار
و شراب لا يزالى هم اطلاق بر مراتب تجليات قدم است .
عطار گويد :
پيش از آن كاندر جهان باغ رز و انگور بود * از شراب لا يزالى جان من مخمور بود
ما به بغداد ازل لاف انا لحق ميزديم * پيش از آن كاين دارو گير و نكتهء منصور بود
دوش ما را در سحر از لطف حق صد سور بود * رفتم اندر كوى وصلش ، در رهم صد شور بود
پا نهادم همچو موسى گشت عاجز پاى من * سر نهادم من بجاى خاك ره معذور بود
طالبان ديدم كه هر يك در طلب كارى شدند * طالب آنجا با يزيد و شبلى و مسرور بود
يك نظر كردم در آن ميدان سربازان حق * مست حضرت در ميان حلاج يا منصور بود
و از شراب صرف ، عشق خالص خواهند .
ابريق شراب صرف در كش مردوار * پس دو عالم پر كن از شور و شغب
مست و جاويدان شو و باقى مباش * تا شوى جاويد آزاد از تعب
همچون عطار اين شراب صاف عشق * نوش كن از دست ساقى عرب
و مراد از شراب انس ، الطاف الهى است :
انصارى گويد : الهى تو دوستان خود را به لطف پيدا گشتى تا قومى را از شراب انس مستان كردى ، قومى را بدرياى دهشت غرق كردى .
ندا از نزديك شنوانيدى و نشان از دور دادى ، رهى را باز خواندى ، وانگه خود نهان گشتى ، از وراء پرده ، خود را عرضه كردى و به نشان عظمت خود را جلوه كردى تا آن جوانمردان را در وادى دهشت گم كردى و ايشان را در بيطاقتى سرگردان كردى .
( از عده ج 6 ص 528 ) و از شراب معرفت ، همان معرفت را خواهند كه فرمود
« العلم نور يقذفه الله فى قلب من يشاء »
. علم وراثت است ، نه علم دراست .
انصارى گويد : بار خدايا ، به روى زمين بندگانند كه آشامندهء شراب معرفتند و مست از جام محبت تا هر چند كه از حقيقت آن مستى جز نمايشى نه ، زانكه حقيقت آن شراب در دنيا جز بوئى نه و دنيا زندانست زندان چند برتابد ، باش تا فردا كه مجمع روح و ريحان بود و معركهء وصال جانان و رهى در حق نگران .
اميد وصال تو مرا عمر بيفزود * خود وصل چه چيز است چو اميد چنين است
شوريدهء به كلبهء خمار شد ، درمى داشت بوى داد ، گفت : به اين يك درم مرا شراب ده ، خمار گفت : مرا شراب نمانده ، آن شوريده گفت : من خود مردى شوريدهام طاقت حقيقت شراب ندارم ، قطرهء بنماى تا از آن بوئى برسد ، بينى كه از آن چند مستى كنم و چه انگيزم . سبحان الله اين چه برقى است كه از ازل تابيده ، دو گيتى