حقيقت عبارت از افشا ناكردن از حقيقت حق است در هر شىء و آنچه فانى نمىشود از حقيقت در هر چيزى .
( از كشاف ص 655 - اصطلاحات شاه نعمت إله ص 360 ) .
شاه نعمت اللّه گويد :
سر حق در هر يكى بيند ولى * مىكند افشاى سر حق ولى
سرّ سِرِّ الرُّبُوبيَّة
- ( اصطلاح ذوقى ) سر سر الربوبية عبارت از ظهوريست بصور و اعيان و صور اعيان از جهت مظهريت رب قائمند بذات رب و رب ظاهر است به تعينات اعيان و اعيان معدوماند به حال خود در ازل لا جرم سر الربوبية سرى باشد كه اگر ظاهر شود ربوبيت باطل نشود .
( اصطلاحات خطى ، اصطلاحات شاه نعمت الله ص 37 )
سِرُّ السِّر
- ( اصطلاح عرفانى ) سر السر چيزى است كه مخصوص به خداوند است مثل علم به تفصيل حقايق در اجمال احديت و جمع و اشتمال آن حقايق بر شكلى كه هست
« وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَيْبِ لا يَعْلَمُها إِلَّا هُوَ »
.
سِرُّ العِلم
- ( اصطلاح عرفانى ) سر علم حقيقتى است كه جان عالم است زيرا علم عين حق است در حقيقت اگر چه غير او است باعتبار ( كشاف ص 654 - اصطلاحات شاه نعمت إله ص 37 ) شاه نعمت اللّه گويد :
چون قوابل جمال بنمودند * مستعدان سؤال فرمودند
سِرُّ القَدَر
- ( اصطلاح عرفانى ) سر قدر عبارت است از آنچه حق داند از هر عيبى در ازل و احوال آن عين و هرآينه آنچه اقتضاى آن عين بود ظاهر شود به روى در زمان وجود آن عين در خارج و حكم تابع علم بود .
( از كشاف ص 655 - اصطلاحات شاه نعمت إله ص 37 )
چون قوابل جمال بنمودند * مستعدان سؤال فرمودند
طلب فعل نيك و بد كردند * هر يكى حكم خودبخود كردند
گر در آتش روند اگر در آب * خود طلب كردهاند آن درياب
سَرَطان
- ( نجومى ) يكى از صورتهاى بروج دوازدهگانه است و شامل نه كوكب داخل و چهار كوكب خارج از صورت است ، مقدم آن بسوى مشرق و شمال است و مؤخر آن سوى مغرب و جنوب بدنبال توأمين ( از صور كواكب ص 171 ) از ستارگان اين صورت است :
نيّر السرطان الطرف الحمار الجنوبى الحمار الشمالى النژة المعلّف ( از معجم الفلكى )
سُرعَتِ فَهم
- ( اصطلاح اخلاقى و فلسفى ) و آن بود كه نفس را حركت از ملزومات بلوازم ملكه شده باشد تا در آن بفضل مكثى محتاج نشود و وسط بود ميان سرعت تخيل كه بر سبيل اختطاف افتد بىاحكام فهم و ابطائى كه از تأخير تفهم ملكه شود .
( از اخلاق ناصرى ص 59 ، 85 )
سُرعَتِ وَجد
- ( اصطلاح عرفانى )