اعراض از چيزى كه خارج از ذات او است از اعراض و اغراض ظاهره اولا و از اغراض باطنه ثانيا و از هر چه غير حق است ثالثا و متضمن رجا و رغبت است .
در حاشيه شرح رساله قشيريه است كه « الجوع طعام الزاهدين » .
( از اربعين غزالى ص 209 - حاشيه شرح قشيريه ص 176 ) .
غزالى گويد : زهد انزواء از دنيا از روى ميل و رغبت است با قدرت بر آن .
( از اربعين غزالى ص 209 - حاشيه بر شرح قشريه ص 176 ) اخوان الصفا گويند : زهد ترك توجه به دنيا و علائق مادى و اعراض از تمام امورى است كه انسان را از توجه بمبدأ المبادى باز دارد .
( از دستور ج 2 ص 158 - اخوان ج 4 ص 104 و رجوع به فرهنگ مصطلحات عرفا تأليف نگارنده شود ) .
و گفته شده است كه زهد اين است كه توجه بمألوفات دنيا نداشته باشى . و در خبر است كسى كه از دنيا اعراض كند قلب او محل ورود انوار و تجليات الهى گردد .
شبلى گويد . « تحويل القلب من الأشياء الى رب الأشياء » ( طبقات ص 341 ) .
و گفتهاند « الصوفى برؤيته و الزاهد بنفسه » ( طبقات ص 428 ) .
رازى گويد . « الزهد ثلاثة اشياء ، القلة و الخلوة و الجوع » ( طبقات ص 113 ) .
و گفتهاند « اصل الزهد الرضاء عن الله » ( طبقات ص 15 ) .
حسين منصور را از « زهد » بپرسيدند گفت : تنعم دنيا بگذاشتن زهد نفس است و نعيم آخرت بگذاشتن زهد دلست و به ترك خويشتن به گفتن درين راه زهد جانست ، آنها كه در دنيا زاهد شدند در سراى رضوان فرود آمدند آنها كه در بهشت زاهد شدند ، بحظيرهء قدس فرود آمدند و آن طايفه كه در خودىخود زاهد شدند ، ايشان را سيلاب وادى لا إله الا الله در ربود .
در اين سراى از ايشان خبر نه ، در آن سراى ايشان را اثر نه ، در سراى پردهء غيرت فرود آمدند و در قبهء قرب صمديت ايشان را بار دادند .
زِيادَت و نُقصان
- ( در سير ستارگان ) ( اصطلاح اهل هيئت و نجوم ) و زيادت و فزونى در حركات ستارگان را گويند .
اين افزونى و كمى به دو گونه است . يكى بحسب جايگاه از فلك اوج و تدوير ، و ديگر بحسب جايگاه از افق . و نخستين گونه را بسيار لون است . يكى از آن ، فزونى است اندر رفتن . و اين چنانست كه چون رفتن ستاره بيشتر بود از رفتن ميانه ، او را زائد فى المسير خوانند . و اگر از وى كمتر بود ناقص فى المسير خوانند . وز آن ، افزونى است بعدد . و اين چنانست كه تعديلهاى ستارگان بجدولها در نهاده است برابر عددها به دو سطر ، يكى همىفرودآيد تا شش برج و ديگر همىبرآيد از شش برج تا تمام دوازده برج . و چون تعديل خواهى ستدن و چيزى اندر آن دو سطر اندر آرى ، اگر بسطر نخستين افتد زائد فى العدد نام كنند و بدوم ناقص فى العدد . وز آن ، افزونى است به تعديل . و اين چنانست كه چون تعديل