عمل به آنكه غير خدا را لحاظ كند .
( كشاف ج 1 ص 606 )
رِياسَت
- ( اصطلاح اجتماعى ) و در تعريف و تقسيم آن اخوان الصفا آرند :
« ان الرئاسة نوعان جسمانى و روحانى » و آنگاه گويند : رياست جسمانى مانند رياست ملوك و جابران كه آن را سلطانى نيست مگر بر اجساد و اجسام مردمان و از راه قهر و غلبه و جور و ستم مردم را برده و خدمتگزار خود گردانند براى امور شهوانى و لذائذ جسمانى خود و نيل به آرزوهاى مادى خود و رياست روحانى مانند رياست اهل شرايع كه مالك ارواح و نفوس مردمند از راه اجراى عدالت و احسان و مردم را در خدمت ملتها و شرايع و اقامهء سنت در آورند از جهت حفظ دين به سعادت آخرت .
( از اخوان ج 4 ص 82 )
رِياضَت
- ( اصطلاح عرفانى ) رياضت عبارت از تهذيب اخلاق نفسيه است و در لغت بمعنى رام كردن ستور است و بالجمله سالك بايد در طلب مقصود از احتمال مشقات نفسانيه دريغ نيارد و نفس خود را از جهت حصول و حال مطلوب هر قدر تواند بزجر آورد و آنچه موافق با طبع است ترك كند و نفس را تمرين دهد بر - تحمل كارهاى مخالف آن .
هجويرى گويد : اما رياضت و مجاهدت جمله خلاف كردن نفس است و تا كسى نفسش را رياضت و مجاهدت ندهد وى را سود ندارد و هر چه نفس را گوشمال زيادت گردد سر او با حق راست گردد .
( و از شرح منازل ص 36 - شرح تعرف ص 94 ) و بالجمله سالك بايد در طلب مقصود از احتمال مشقات نفسانيه دريغ نيارد و نفس خود را از جهت حصول و حال مطلوب هر قدر تواند بزجر آورد و آنچه موافق با طبع است ترك كند و نفس را تمرين دهد بر تحمل كارهاى آن .
هجويرى گويد : اما رياضت و مجاهدت جمله خلاف كردن نفس است و تا كسى نفسش را رياضت و مجاهدت ندهد وى را سود ندارد و هر چه نفس را گوشمال زيادت گردد سر او با حق راست گردد .
( از واردات غيبى ص 61 - شرح منازل ص 36 ) .
رَيحان
- ريحان آثار رياضت را گويند كه در سالك پيدا شده و بالجمله نورى را گويند كه در اثر تصفيه و رياضت حاصل شده باشد .
رِيح
- ( اصطلاح عرفانى ) مراد نسمات الهى و نفس رحمانى است كه گفتهاند « ان لله ريحا تسمى الصبيحة مخزونة تحت العرش تهب عند الاسحار تحمل الانين و الاستغفار الى ملك الجبار » ( طبقات ص 373 )
رَين
- ( اصطلاح عرفانى ) رين عبارت از حجابى است كه كشف آن جز بايمان نبود و آن حجاب كفر و ضلالت است