و تخاريان اين را نشان گشتن هوا دارند بسرما .
و خزان خاصه روز هژدهم بود از ماه شهريور . و خزان عامه روز دوم از مهر ماه .
و هر دو عيداند . و پندارى كه از بهر آغاز چرخشت است و فشردن انگور .
( رجوع شود به التفهيم ص 268 )
خَزائِن يازدهگانه
- ( اصطلاح فلسفى ) مراد دماغ ، نخاع ، ريه ، قلب ، كبد ، طحال ، مرارت ، معده ، امعاء ، كليتين ، انثيين است .
اين تقسيمبنديها را اخوان الصفا در مقام بيان تركيب جسد و چگونگى اخلاط بدن و مزاج طبايع كردهاند .
( از اخوان ج 2 ص 321 )
خَزائِنُ الله
- ( اصطلاح عرفانى ) خزائن الله در سخنان صدرا به معناى حقايق كليهء عقليه به كار برده شده است كه در مرتبت جمعى واجد تمام صور موجودهء كائنه در عالمند و مراد از خزائن عالم عقول و قضاء الهى است .
( از اسفار ج 4 ص 30 - رسائل صدرا ص 282 )
خَزل
- اين اصطلاح عروضى است و اجتماع اضمار وطى بود رجوع به اضمار وطى شود ( از دره نجفى ص 22 )
خَزينَهء اسرار
- ( اصطلاح عرفانى ) مراد خزائن وجود و منبع فيوضات الهى است كه فرمودند
« وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَيْبِ »
كليد خزينهء اسرار فطرت محمد مرسل بنزديك حق است ، اسرار ربوبيت او را به نعت كرم در مهد نبوت اندر قبهء غيرت بپرود و اسرار فطرت و عزت وى از خلق بپوشيد ، زان گونه شرابها كه او پنهان دارد . يك ذره به صد هزار جان نتوان داد ، آرى مادر آن خزينهء اسرار فطرت و محبت وى مهرى بر نهاديم و طمعها از دريافت آن باز بريديم .
اى مه بر آمدى و تابان گشتى * گرد فلك خويش خرامان گشتى
چون دانستى برابر جان گشتى * ناگاه فرو شدى و پنهان گشتى
( از عده ج 5 ص 385 ) .
خَستِه دل
- ( اصطلاح عرفانى ) واماندهء طريقت .
خُسرُوان
- ( اصطلاح عرفانى ) اوتاد و ابدال را گويند :
خسروان قبلهء حاجات جهانند ولى * سببش بندگى حضرت درويشانست
خَسيس
- اين اصطلاح فقهى است و پست و فرومايه بود و در باب بيع آنچه بهايش كم باشد ، در مقابل نفيس و در بعضى از كتب شافعى خسيس را مادون حد نصاب سرقت دانند ( از كشاف ج 1 ص 463 )
خَزانِ خاصّه
- ( گاهشمارى ) رجوع به خزان شود .
خُشُوع
- ( اصطلاح عرفانى ) خشوع يعنى خمود و ركود و بىحركت . زمين خاشعه يعنى زمينى كه او را حركتى نباشد و مراد تواضع و فروتنى است با خلق خدا و در هم شكستن بت نخوت و غرور است .
( دستور ج 2 ص 75 ) و رجوع به فرهنگ مصطلحات عرفا شود .
فارابى در بيان معنى خشوع و اقوال مختلف و اينكه پارهء از منحرفان اجتماعى