منفردا يعنى البسيطة و هو ما لا تركيب فيه من برزخين مختلفتين كالافلاك و العناصر و اما ان يكون مزدوجا اى مركبا اذ الازدواج هو الاجتماع و التركيب كالمواليد الثلاثة و كل فارد اما ان يكون حاجزا و هو الذى تمنع النور بالكلية و اما لطيفا و هو الذى لا يمنعه اصلا و اما مقتصدا و هو الذى يمنعه منعا غير تام » . ( ش ص 302 )
بَرازِخُ الْمُسْتَقِلَّة
- ( اصطلاح فلسفى ) مراد از اين اصطلاح افلاك است در مقابل برازخ غير مستقله كه كواكبند زيرا قدما كواكب را از جهت آنكه مركوز در ثخن افلاك ميدانستند برازخ غير مستقله ناميدهاند و همانطور كه بيان شد از مجموع افلاك و كواكب تعبير به برازخ علويه كردهاند . ( ش ص 344 )
بَرازِخِ مَيِّتَه
- ( اصطلاح فلسفى ) مراد جمادات است شيخ اشراق گويد :
« فى احكام هذا البرازخ اى الاجسام ، البرزخ الميت اى الجماد و هو جسم الذى ليس فيه » .
( ش ص 322 )
بُراقِ جان
- ( اصطلاح عرفانى ) مراد عشق است كه جان معشوق را بجهان روحانيان پيوندد .
عطار گويد :
عشق است براق جان درين راه * تن كيست طفيلئى به فتراك
آن لحظه كه جان شود خرامان * در هودج كبريا بر افلاك
بر نغمهء ارغنون توحيد * رقاص چو صوفيان چالاك
دستاندازان و پاىكوبان * در محفل قدسيان طربناك
بَرائَتْ
- اين اصطلاح اصولى است و يكى از اصول عمليه است و اجراء اصل برائت را دو شرط است اول آنكه از جهت ديگرى موجبى براى ثبوت حكم شرعيه نباشد و دوم آنكه اجراء اين اصل موجب ضرر و زيان به ديگرى نباشد پس از رعايت اين دو شرط و اينكه اجراء آن موجب تعطيل احكام هم نشود ، مورد برائت رسد و مبناى آن عدم حدوث حكم است و درست است كه عدم الوجدان لا يدل على عدم الوجود لكن همان عدم العلم كافى است در اصل برائت رجوع شود به ( خزائن ص 20 - كفايه ج 2 ص 263 - قوانين ص 127 ) .
و رجوع باصول عمليه شود .
در اصول رشاد آمده است :
در فصل گذشته گفتيم كه در شبههء تحريميه يعنى آن شبههء كه داير مدار حرمت و غير وجوب است - اصوليين اصل برائت و اخباريين اصل اشتغال جارى ميكنند و اكنون توضيحاتى بر آن افزوده و سپس بذكر دلائل طرفين مبادرت مينمائيم :
توضيحات :
الف - اختلاف اصوليين يا اخباريين فقط دربارهء شبهات حكميه تحريميه است و الا دربارهء شبهات ديگر هيچ گونه اختلافى بين آنان نيست يعنى هر دو فريق متفق هستند بر اينكه مثلا در شبههء موضوعيه غير محصوره اصل برائت و در محصوره قاعدهء