برجى بود و كوكبى در برجى ديگر نظير آن و اجتماع عبارت از اين بود كه دو كوكب در يك برج گرد آيند . منجمان گويند هر گاه ستارهء زحل با مشترى نزديك شوند جنگ در اقاليم عموميت يابد و در تقارن مريخ و زحل نيز چنين بود .
( از شمس المعارف الكبرى ص 31 )
اقترانِىّ
- ( اصطلاح منطق ) قياس اقترانى رجوع شود به فرهنگ علوم عقلى تأليف نگارنده در قياس اقترانى .
اقتِضاء و تَغْيير
- اين اصطلاح هم اصولى و هم فقهى است و منظور از اقتضاء الزام است و تخيير اباحت است . اقتضاء بر چهار قسم است . اقتضاء در جهت مثبت ، اقتضاء در جهت منفى ، اقتضاء در جهت مثبت يا بسرحد الزام و الجاء است واجب است و يا الزام ضعيف است كه ترك آن هم رواست مستحب است و اقتضاء در جهت منفى يا بسرحد الزامست با منع از فعل كه حرامست يا بدون منع از فعل كه مكروه است ( از تلويح ص 25 - 26 ) و بالجمله اقتضاء تقاضا كردن و طلب كردن باشد و در فقه طلب فعل باشد يا طلب ترك فعل و هر يك دو قسم است ( از دستور ج 1 ص 147 - موافقات ج 3 ص 47 ) .
اقتِطاع
- ( اصطلاح ادبى ) اقتطاع نزد اهل معانى حذف بعضى كلمه را گويند ابن اثير گويد : در قرآن اقتطاع نباشد لكن برخى از فواتح سور را از اين قبيل دانند بنا بر آنكه هر حرفى مقطع اسمى از اسماء اللّه باشد . ( از كشاف ج 2 ص 1201 )
اقْرار
- اين اصطلاح فقهى است و مأخوذ از قرار و به معنى ثبات است و در شرع اخبار به حق ديگرى است بوسيله اعلام بقول در شخص سالم و در مقابل انكار است در اين مورد اخبار و رواياتى هست كه همه دال بر خوبى اقرار است در صورتى كه گناه و جرم جنبه حق الناس داشته باشد به حكم « قولوا الحقّ و لو على انفسكم » در گناهان ديگر كه حق اللّه است روا نيست بلكه توجه بايد كردن نه اقرار كه اشاعه فحشاء باشد و آن خود جرم است ، در ديون و غصب و حرق و نهب و غارت و جرح و قتل و جز آن كه حق الناس است گناهكار بهتر است اقرار نمايند تا عواقب كار او دامنگير ديگرى نشود و صاحب حق به حق خود برسد و گويند
« اقرار العقلاء على انفسهم جايز »
هر كس با شعور و عقل بر ضرر خود اقرار كرد مأخوذ است و مسموع ، اقراركننده را مقر و آنكه بر نفعش اقرار صورت گرفته است مقر له و امر مورد اقرار را مقر به گويند . ( رجوع شود به شرح لمعه ج 2 ص 175 - كشاف ج 2 ص 1183 ) .
« و لا بد من كون المقرّ كاملا خاليا من الحجر لنفسه و اقرار المريض من الثلث . . . و فى الاقرار بالنسب يشترط فيه اهلية المقر و امكان الحاق المقربه » .
در كليات حقوقى آمده است :
اقرار عبارت است از اينكه شخصى خبر دهد از حق ثابتى كه ديگرى بر او دارد .
پس اخبار از حقى راجع به آينده اقرار نبوده بلكه داخل در وعده است . و وفاء