( روابط حكمت اشراق ص 54 )
اقْباض
- ( اصطلاح فقهى ) قبض دادن باشد و اقباض در مبيع متفاوت است در منقولات نقل دادن حسى است با دست و در غير منقول خلع يد و بلا مانع قرار دادن است به نحوى كه طرف بتواند تصرف كند . ( از شرح لمعه ص 295 )
اقْبال و ادْبار
- ( اصطلاح نجومى است ) ابو ريحان گويد :
اقبال بودنست اندر وتدها زيرا كه اوتاد دليل كون و بودنست و همچنان چون اعتدال ميان طبعها . و ادبار بودنست بخانهاء زايل كه اين خانها دليل زايل شدن و تباهىاند و بجاى بيرون آمدن طبعها از اعتدال . فاما بودن اندر مايلى وتد چون ميانه نيست اين هر دو را و لكن از ميان دو حال گذشته . زيرا كه مايلى اوتاد همچون پل و راهاند از ادبار هميشه سوى اقبال .
و اين اقبال و ادبار يكساناند همچنان كه اوتاد نيز يكسان نهاند و لكن برتر و فروتر هست اندر شرف و فضيلت .
و نيز خانهاى زايل يكساناند اندر تباهى و فرومايگى . زيرا كه خانهء سيوم و نهم زايلاند و لكن ششم و دوازدهم با آنك زايلاند ساقطاند نيز از طالع .
( رجوع شود به التفهيم ص 486 ، 487 )
اقتِباس
- ( اصطلاح ادبى ) در لغت نور چيدن باشد و پارهاى از هر چيز گرفتن و در ادب آن باشد كه در كلامى نثر يا نظم چيزى از قرآن يا حديث را تضمين كند نه بر آن نحو كه آن پاره از قرآن يا حديث باشد و بالجمله اشعار نداشته باشد كه اين پاره از قرآن است يا حديث « مانند فبعد هاؤم اقرءوا كتابيه » يا « لئن اخطأت فى مدحك ما اخطأت فى مدحى . لقد انزلت حاجاتى بواد غير ذى زرع » و مانند
« وَ ما أَمْرُ السَّاعَةِ إِلَّا كَلَمْحِ الْبَصَرِ أَوْ هُوَ أَقْرَبُ »
( از مطول ص 396 - كشاف ج 2 ص 1187 - دستور ج 1 ص 146 ) .
سلمان ساوجى :
صورت اقبال تو را بر جبين * انا فتحنا لك فتحا مبين
اقْتِداء
- ( اصطلاح فقهى ) يعنى پيروى كردن و كسى را مقتدا قرار دادن ، اقتداء در نماز جماعت به همين معنى است .
اقتِدار
- ( اصطلاح ادبى ) قدرت داشتن باشد و در ادب آن باشد كه معنى واحدى را اديب بتواند در صور مختلفه ظاهر كند و اين را اقتدار در سخن گويند .
( از كشاف ج 2 ص 1183 )
اقتِران
- ( اين اصطلاح نجومى است ) هر گاه دو ستاره در يك جهت از آسمان واقع باشند و بر طول واحد قرار داشته باشند در اقترانند .
و اقتران سفلى بمانند اقتران عطارد و زهره بود .
و اقتران علوى . اقتران مشترى و زحل بود .
و آن را اجتماع هم نامند .
در شمس المعارف الكبرى آمده است :
كه منظور از اقتران اين بود كه كوكبى در