تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 171

مساهمون:

ص١٧١
و بلكه حالت سابقه متيقنه را كه عبارت از وجوب اتمام صوم تا پايان روز باشد همچنان باقى فرض نمايد - اين استصحاب - استصحاب حكم جزئى تكليفى خواهد بود . 3 - آبى كه قبلا طاهر بوده و بعد بمناسبت تلاقى احتمالى آن با متنجس بقاء طهارتش مشكوك شود استصحاب طهارت سابقه در آن استصحاب حكم وضعى است . 4 - حكم بر بقاء ملكيت متيقنه سابقه در صورتى كه معاملهء مشكوكة الصحة بر آن متعقب شود استصحاب موضوعى وجودى و حكم بر عدم بلوغ طفل مشكوك - البلوغ استصحاب موضوعى عدمى مىباشد . دوم باعتبار دليل : استصحاب باعتبار دليلى كه حكم مستصحب بوسيلهء آن به ثبوت پيوسته بسه قسمت تقسيم مىشود . اسْتِصحاب حالَ النّص - اسْتِصحاب حال الفعل - اسْتِصحاب حال الاجماع - الف - استصحاب حال النصّ : استصحاب احكامى كه بوسيلهء كتاب و يا سنت ثابت شده‌اند استصحاب حال النص ناميده ميشوند مانند استصحاب وجوب اتيان صلاة در صورتى كه بقاء آن بواسطهء احتمال طرو حيض مشكوك شود و يا استصحاب حرمت اكل ميته در صورتى كه بقاء آن بواسطه عروض حالت مخمصهء احتمالى مشكوك گردد . ب - استصحاب حال العقل : استصحاب احكامى كه بوسيله عقل به ثبوت پيوسته‌اند استصحاب حال العقل خوانده مىشود - مانند استصحاب وجوب احسان و يا استصحاب حرمت عدوان در صورتى كه بواسطه حصول بيم خطر و پيش آمدن اوضاع غير عادى بقاء آن وجوب يا آن حرمت مشكوك گرديده باشد . ج - استصحاب احكام ثابته از طريق اجماع استصحاب حال الاجماع مىباشد مانند استصحاب حيوة غائب مفقود الاثر . چه آنكه اين حكم از جملهء احكامى است كه فقط بوسيلهء اجماع ثابت شده است . سوم - باعتبار منشأ شك : شكى كه عارض يقين گرديده از دو حال خارج نيست يا ناشى از شك در بقاء مقتضى است يا ناشى از احتمال طرو رافع است بدين توضيح : براى اينكه چيزى در حالت اصليه خود باقى بماند مشروط به اجتماع دو شرط است يكى بقاء مقتضى و ديگرى عدم عروض مانع . مقصود از مقتضى ، آن چيزى است كه باعث بقاء و دوام حالت مزبور مىباشد و مقصود از رافع آن چيزى است كه مانع از بقاء آن حالت شده ولدى الورود ، آن را مرتفع ميسازد . ( اصول رشاد ص 258 - 253 ) .

اسْتِصْناع

- ( اصطلاح فقهى ) استصناع عبارت از طلب عمل بود و در شرع عبارت از بيع چيزى است كه صانع سازد چنان كه مثلا به نجارى سفارش دهند براى در و پنجره ساختن .

اسْتِطاعَت

- ( اين اصطلاح كلامى است ) و بحث در استطاعت بنزد متكلمان يكى از امور مهم است و البته ميدانيم كه يكى از شرايط تكليف و وجوب انجام