فصل چهارم اندر لولب
« 1 » و آن چوبيست سر آن مدوّر چون رسنى و بسيط وى لولبى نقر كرده شكل 5 - خ و اندر ميان « 2 » چرخى نهاده چنان كه بسيط اندرونى چرخ هم لولبى شكل باشد و بر يكديگر منطبق بود چون اشكنجه « 3 » و مقبضى در يك سروى ساخته چنان كه « 4 » چون لولب بر بسيط زمين عمود شود مقبض موازى افق
هامش
( 1 ) در بيان لولب : خ .
لولب به وزن كوكب : بمعنى پيچ و مهره به كار ميرود « آلة من خشب او حديد ذات محور ذى دوائر ناتئة و هو الذكر او داخلة و هو الانثى و يعرف بالبرغى : المنجد » كلمهء ( برغى ) مرادف لولب از مستحدثات عربى است .
( 2 ) نقر كنند و در ميان : خ .
( 3 ) اشكنجه : بمعنى تنگ و آلت فشار است همچون اشكنجهء صحّافان .
( 4 ) خ ( چنان كه ) ندارد .