ضماد كند و بر چشم نهد آماس و درد چشم دفع كند .
عطسه « 1 » بسيار اگر چشم آماس كند سركه و روغن بر سر كند دفع شود - توتيا « 2 » در چشم كشند آب رفتن چشم دفع كند
هامش
( 1 ) - كه فرانسه آنEternuementاست .
( 2 ) - توتيا) Tutie (- كلمه توتيا را هم شنيدهاند و علاوه بر آنكه در طب قديم بسيار مستعمل بوده در ادبيات فارسى نيز استعمال گرديده و هنوز هم در محاورات متداول است .
توتياى چشم چنان كه از عبارت بالا بر ميآيد براى زيادتى نور و بينندگى چشم است و در قصص و حكايات قديمه علاوه بر آنكه داروئى است كه در بيماريهاى چشم و كحالى مورد استعمال داشته اثر معجزهآسا داشته چنان كه قصهها در باب مردمى كه از حليه بصر محروم بوده و با كشيدن توتيا به چشم بينا شدهاند يا بهتر بيان نمائيم داروى خاصى است كه براى بينا كردن نابينايان آمده است .
اما مواد اين توتيا چه بوده است ؟ بايد دانست كه اصولا يك نوع سرمه يا گردى بيش نبوده كه از مواد چندى تشكيل گرديده و بعضى اوقات مواد متشكله آن جزو اسرار كحالان و يا خانوادهها بوده كه گاهى دهان به دهان و زمانى جزو ودايع به اعقاب كحالان و بازماندگان آنها ميرسيده كه ممكن بوده است اصولا احدى را بر آن وقوف حاصل نگردد .
از طرفى اصولا توتيا در عرف كحالى و طب قديم كشيدن گرد و يا داروى بسيار مؤثر به چشم بوده كه از آن اثر بزرگ و معجزآسا حاصل گردد .
اينك براى توضيح بيشتر عين شرحى كه از كتاب مخزن الادويه در باب توتيا است ذيلا مينگاريم :
توتيا - بضم تا و سكون واو و كسر تاء مثناة و فتح ياء مثناة تحتانيه و الف معرب از دودياى فارسى است بيونانى ثمقولس نامند . ماهيت آن - صاحب تحفه المؤمنين حكم مير محمد مؤمن و ديگران نوشتهاند كه معدنى و مصنوعى مىباشد و معدنى را سه قسم گفتهاند : يكى سفيد شبيه يبوست بيضه شتر مرغ كه برو چيزى مانند نمك ظاهر باشد و بهترين اقسام است و ديگرى زرد و ديگرى كبود و شفاف و اين غليظتر از همه و مشهور