فرق ميان مقدم - و تالى ، و ميان « 1 » موضوع و محمول ؛ آنست كه :
موضوع ، و محمول بجاى ايشان لفظى « 2 » مفرد بايستد . و بجاى مقدم - و تالى نايستد ، زيرا كه : مقدم - و تالى هر يكى - بنفس خويش « 3 » قضيتىاند .
چنان كه گوئى « 4 » اگر آفتاب برآيد ، روز بود . گفتار تو « 5 » : آفتاب برآيد ، قضية است ، و گفتار تو « 6 » روز بود قضيه است ، ليكن لفظ شرط ، مقدم را از قضيتى ببرد « 7 » ، زيرا كه : چون گوئى اگر آفتاب بر آيد با اندر آمدن لفظ « 8 » اگر اين سخن از قضيتى بشد « 9 » ، تا نه راست است ، و نه دروغ ؛ و لفظ جواب مر تالى را از قضيتى « 10 » ببرد ، زيرا كه چون گوئى آنگاه روز بود ، هم « 11 » نه راست بود ، و نه دروغ .
هامش
( 1 ) - بى : ميان - كب .
( 2 ) - لفظ - ه - كب .
( 3 ) - بى : هر يكى - آ ، - هر يك الخ - ه - ط - كب ، - هر يك بنفس خود - د ، - هر يكى بنفس خويش - ل .
( 4 ) - گوئى كه - د .
( 5 ) - تو كه - كب - د .
( 6 ) - بى : و گفتار تو - آ ، - قضيه بود الخ - ل ، - قضيتىست و گفتار تو كه - د .
( 7 ) - بيرون ببرد - ط ، - از قضيه بودن بيرون برده است - ن .
( 8 ) - لفظ و - د .
( 9 ) - شد - د .
( 10 ) - راز الخ - ل ، - را از قضيگى - ق .
( 11 ) - بى : « تانه راست است » تا « هم نه » - ط ، - همه نه - م - ك - ل - ه .