كرده آيد ، - كه « 1 » آغاز از « 2 » علم برين كرده شود ، و بتدريج بعلمهاء زيرين شده آيد ، بخلاف « 3 » آن كه - رسم - و عادت است « 4 » . پس اگر جاى چاره نبود « 5 » از حوالت ، بعلمى از علمهاى زيرين كرده آيد « 6 » .
پس من خادم ، هر چند كه خويشتن را پايگاه « 7 » اين علم ندانستم ، و اين علم را افزون از قدر « 8 » خويش ديدم ، گمان بردم كه چون طاعت و « 9 » فرمان ولى نعمت « 10 » خويش برم ، بر خجستگى « 11 » طاعت توفيق بار آورد « 12 » ؛ و توكّل كردم بر آفريدگار خويش ، و بفرمانبردارى « 13 » مشغول شدم « 14 » .
هامش
( 1 ) - بى : كه - د ، - آيد از - م - ك .
( 2 ) - بى : از - كب .
( 3 ) - كرده آيد بخلاف - آ ، - بى : « كه آغاز » تا « شده آيد » - ط ، - پرداخته شود علم منطق ابتدا از علم زبرين واقع گردد و بتدريج بعلمهاء زيرين فرود آيد خلاف - ن .
( 4 ) - رسمست و عادت آنست - د .
( 5 ) - نباشد - آ - ه - ط .
( 6 ) - حواله كرده آيد - د - خ ه - خ ل ، - حواله كرده شود - ن .
( 7 ) - در پايگاه - آ - ه - ط .
( 8 ) - فزون از قدر - آ ، - افزون از حدّ - ه .
( 9 ) - بى : طاعت و - كب .
( 10 ) - ولى النعم - ق - ك - م - كب - ل - ه .
( 11 ) - خويش را طاعت الخ - كب ، - خويش برم بخجستگى - د .
( 12 ) - باز آورد - آ ، - يار آورم - د .
( 13 ) - بفرماندارى - ه .
( 14 ) - پس اين خادم هر چند خويش را بمرتبهء كار ندانست و اين كار افزون از علم خويش ديد گمان برد كه چون طاعت و فرمان ولى نعمت خويش خجستگى و توفيق بار مىآورد توكل كرد بر آفريدگار و به كار خويش مشغول گشت - ن .