نتوان ديد و شعاع ايشان بيك ديگر اندر « 1 » شده است تا « 2 » چنان ديده مىآيد « 3 » و آنچ « 4 » گفتهاند كه آن « 5 » بخاراتست « 6 » كه از زمين متصاعد « 7 » همىگردد بس بعيدست چه « 8 » آن را « 9 » بر يك صورت همىبينند « 10 » دايم اگر « 11 » چنان « 12 » بودى صورت او « 13 » متغيّر شدى . « 14 »
باب شانزدهم
« 15 » - چراست كه « 16 » چون « 17 » سراب بينى « 18 » از آن سو « 19 »
هامش
( 1 ) - س اين كلمه را ندارد .
( 2 ) - م اين كلمه را ندارد . س : و .
( 3 ) - س افزوده : كه ابرى كشيده .
( 4 ) - س : بعضى .
( 5 ) - تصحيح قياسى . م : ازا . ت و س اين كلمه را ندارند .
( 6 ) - م : بحار است . ت و س : بخارست .
( 7 ) - م اين كلمه را ندارد .
( 8 ) - س : كه .
( 9 ) - س : مجره .
( 10 ) - م : بيند . س : بينيم .
( 11 ) - س : كه اگر .
( 12 ) - س : بخار .
( 13 ) - س اين كلمه را ندارد .
( 14 ) - ت : بودى . س : گشتى و هر قومى چيز ديگر گفتهاند زينها هيچ نيست الا ستارگان خوردند ( چنين ! ) كه چون ابر كشيده سفيد رنگ مىنمايد ، و السماء ذات الحبك ، كفايت اشارتيست درين باب .
( 15 ) - چنين است در نسخهء س . م و ت : يو .
( 16 ) - چنين است در نسخهء س . م و ت : چرا .
( 17 ) - چنين است در نسخهء ت . م اين كلمه را ندارد . س : جائى را از دور .
( 18 ) - س افزوده : و .
( 19 ) - س : سوى او .