كه چون بدان مكان سرد مىرسد از لطافت و حرارت زود جامد مى « 1 » گردد و برد « 2 » همىشود « 3 » . « 4 »
باب پانزدهم
« 5 » - سبب مجرّه « 6 » چيست .
جواب « 7 » - ببايد « 8 » دانست كه آنجا كه مجرّه است « 9 » عالم طبيعى « 10 » است چنانك اين جاست « 11 » و ما اينجا همىبينم « 12 » كه اندر زمين يك عرق « 13 » كوه و سنگ مىباشد و دراز بر « 14 » مىكشد و نيز « 15 » همچنين يك سمت بيابان بركشد « 16 » بدان موضع ستارگان بسيارند « 17 » و خردند « 18 » كه « 19 » آن « 20 »
هامش
( 1 ) - ت و س اين كلمه را ندارند .
( 3 ) - ت و س اين كلمه را ندارند .
( 2 ) - س : برق ؟ ؟ ؟ ؟ .
( 4 ) - س افزوده : قوله تعالىأَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يُزْجِي سَحاباً ثُمَّ . . .پس حكمت كه حضرت عزت اندرين آيه فرموده است .
( 5 ) - س : باب پنجدهم : م : يه . ت : يد .
( 6 ) - م : محرّه
( 7 ) - چنين است در نسخهء س . م : ج . ت اين كلمه را ندارد .
( 8 ) - م : ببايد دانست كه آنجا مجرّه . ت اين جزء را ندارد .
( 9 ) - م : ببايد دانست كه آنجا مجرّه . ت اين جزء را ندارد .
( 10 ) - ت : طبيعت .
( 11 ) - م و س : انجاست .
( 12 ) - م : مى . س : همين مى .
( 13 ) - م : حرق . س : غرق . عرق بالكسر . . . كرانه و حدّ كوه . . . ( منتهى الارب ) .
( 14 ) - س : تر .
( 15 ) - م و س اين كلمه را ندارند .
( 16 ) - س : بترسد .
( 17 ) - ت : ستارگان بيشاند . س : ستارگانند .
( 18 ) - س : خورد ( بجاى و خردند ) .
( 19 ) - س افزوده : از خوردى .
( 20 ) - س افزوده : را .