لطيف اندر آويزد و « 1 » مشتعل « 2 » گردد و برق آنست و « 3 » هر گاه « 4 » آتشى « 5 » برطوبتى « 6 » لطيف اندر آويزد و « 7 » بر فروزد « 8 » از ان آوازى آيد بدان « 9 » مقدار كه دست بر جامهء شسته مالى « 10 » ازو شراره « 11 » جهد « 12 » آواز آرد « 13 » و همچنان « 14 » آتش كه « 15 » بيك دفعت اندر قصب « 16 » افتد پس همچنين چون آتش اندر « 17 » آن رطوبات لطيف مىافتد بر مقدار كميّت رطوبت و كيفيّت حرارت از آن آوازى آيد « 18 » و آن « 19 » رعدست پس معلوم شد سبب آن « 20 »
هامش
( 1 ) - س اين حرف را ندارد .
( 2 ) - ت : مشغول .
( 3 ) - م : كه ( بجاى و ) .
( 4 ) - س افزوده : كه .
( 5 ) - س : آتش .
( 6 ) - م : به رطوبت .
( 7 ) - س اين حرف را ندارد .
( 8 ) - س افزوده : و .
( 9 ) - س : بيايد بان .
( 10 ) - ت : فرومالى .
( 11 ) - س : آتش .
( 12 ) - س افزوده : و .
( 13 ) - س : آيد .
( 14 ) - ت : همچنين . س افزوده : كه .
( 15 ) - م و س اين كلمه را ندارند .
( 16 ) - س افزوده : نى .
( 17 ) - س : در .
( 18 ) - س : مييايد .
( 19 ) - س اين كلمه را ندارد .
( 20 ) - ت و س : اين .