اين آنست كه سپيد روى دير « 1 » گدازتر است ببسيارى از ارزيز « 2 » چون او را با ارزيز بهم « 3 » بياميزى اين جوهر مركب زود گدازتر همىشود « 4 » از ارزيز و چنان واجب كندى « 5 » از « 6 » قياس كه بدان مقدار كه سپيد روى « 7 » ديرتر گدازد از ارزيز چون آميخته شدند « 8 » اين ممزوج ديرتر « 9 » گدازدى از ارزيز تنها و نگدازد « 10 » چه زودتر گدازد و سبب زود گداختن « 11 » آنست كه اجزاى مختلطند « 12 » اختلاط مجاورت « 13 » نه « 14 » اختلاط اتحاد تا بدان سبب آتش اندر و تأثير و عمل زودتر كند چون خالص « 15 » باشد جوهر آتش بدان زودى اندر و تأثير نتواند كرد پس همچنين زر از آنچ « 16 » خالصتر
هامش
( 1 ) - س : ديرتر گدازد از ارزيز نه بسيارى .
( 2 ) - س : ديرتر گدازد از ارزيز نه بسيارى .
( 3 ) - س : با هم .
( 4 ) - م و س اين كلمه را ندارند .
( 5 ) - س : كردى .
( 6 ) - م و ت : ار .
( 7 ) - چنين است در نسخهء س . م : دومى ( بجاى سفيد روى ) . ت : روى .
( 8 ) - س : شوند .
( 9 ) - ت : دير . س : و ديرتر .
( 10 ) - س : بگدازد .
( 11 ) - ت : گداختن مركب .
( 12 ) - س : مختلطهاند .
( 13 ) - م : محاورت .
( 14 ) - م : بر .
( 15 ) - م : خلاص .
( 16 ) - ت : رايج ؟ ؟ ؟ ؟ ( بجاى از آنچ ) .